بر جادّهای پس از باران چالهآبی تیره
در آب کمعمق نارونی متلاطم
برگ مردهای …
بر جادّهای پس از باران چالهآبی تیره
در آب کمعمق نارونی متلاطم
برگ مردهای …
وقتی جزیرهی میمونها را ترک میکردم
دو میمون، یکی درشت و یکی ریز، زن …
چه زیاد سالمونها
سکس را دوست دارند که حاضرند خلافِ جریان آبی
که خیره …
از اینجا که نگاه میکنم در حیاط به اندازههای گوناگون فرومیبارد. آن وسط پردهای …
ادامهی مطلبتو آنِ منی، من آنِ توام:
این را یقین بدان.
اندر دلم
در بند …
همیشه به خود میگویم حیات و
تنها دسیسهی کشتار است
با قدری تب و …
پانایا
از من دور شو!
از من که تو را میجویم
میدانم
که تنها…
دلم میخواست از زهداِن تو زاده میشدم
چندی دروِن تو زندگی میکردم.
ازوقتی تو …