آموزگار:
كدام دختر است
كه به باد شو مىكند؟
كودك:
دختر همهى هوسها.
آموزگار:…
ادامهی مطلب جونوب تمبل
خندون
با اون پك و پوز ِ غرق ِ خون،
جونوب
با …
اگه دلى از طلا مىداشتم
مث بعضيا كه ميشناسم
آبش مىكردم و با پولش…
كيست كه از آن جا، از آن سو، بازش مىآورد
به سان نغمهيى به …
بر شاخههاى درخت غار
دو كبوتر ِ تاريك ديدم،
يكى خورشيد بود
و آن …
خيلى وخ پيش از اينا بود.
من، حالا ديگه بگى نگى رؤيام يادم رفته…
روزگار خوش گذشتهم گذشته.
اين جور
به نظر
مياد.
هيچى تو اين دنيا
واسهى…
در نعرهخيز توفان
عالم كر از هياهو،
دردى غريب با زن
مىگفت:
– زير …
منم سرود آمريكا رو مىخونم.
من «داداش تاريكه»م.
مهمون كه مياد
مىفرستَنَم تو آشپزخونه …
سرود زمين است اين كه مىسرايم و
ديرى چشم انتظار سرود زمين بودهام من.…
به تموم بازموندههاى من بگين
تو عزام قرمز تنشون كنن،
چون هيچ معنايى وجود …