جمع میکنم
تکتک صداهایی
که جا گذاشتهای،
آنها را بر تختمان
پهن میکنم.
هر …
ادامهی مطلبستارههای ناگهانیم ما
من و تو که فوران میکنیم
زیر پوست یکدیگر، این آبی …
درخت خشم هزار هزار تا ریشه داره
یه وقتایی شاخه هاش قبل از به …
تک شاخ سیاه حریص است
تک شاخ سیاه آرام ندارد
تکشاخ سیاه را با …
گیرم که نامی از من نباشد در تاریخی که تو مینویسی
گیرم که خصمانه …
بزرگ کردن بچهها
یه خروار لباس واسه وصله پینه
سابیدن کف
خرید
سرخ کردن …
روزی آفتابی در هفته آینده
درست قبل از بمباران
درست قبل از پایان جهان…
تو تلخاب مینوشی
من اشکهای تو را، گرچه چشمهایت میجنگند برای نگه داشتنشان،
فنجانی …
آنها به خانه رفتند و به زنانشان گفتند
در تمام سالهای زندگیشان هرگز
با …
كداميك از ما احمد بيگ است؟ كدام يك از ما احمد افندي؟ يا احمد…
ادامهی مطلببيا اي جان جانان بيا به كنارم جوراب ابريشمين برايت مي خرم سوار تاكسي…
ادامهی مطلباز پشت كشتي رفته از بندر هاج و واج مانده ام جرات اينكه خودم…
ادامهی مطلب