پس از سالها جلای وطن
به خانهی کودکیام، بازگشتم
محلهای که هنوز برایم غریب …
پس از سالها جلای وطن
به خانهی کودکیام، بازگشتم
محلهای که هنوز برایم غریب …
پس از بیست سال رنج و ماجراجوییهای شگرف اودیسه ،
پسر لائرتس، به ایتاکای …
در انتها، همیشه دوباره
همان چیز را میخواهیم ببینیم:
خانهای میان درختان،
آنگونه که …
صداها از آن گوش هایم هستند
درها از آن دست هایم
آجرهای های سرخ …
این ها خانه های ما هستند
موسیقیِ زندانی در صفحهها،
انبوهِ کتاب های نخوانده،
…
دم به دم، روزها مرا پیش میرانند، اما چشمانم، میراثِ نیاکانم، هنوز به دنبال …
ادامهی مطلببه خانه آمد. چیزی نگفت.
پیدا بود که اتفاق بدی برایش افتاده است.
لباسها …
از پسِ پوششِ شب
بسانِ سیاهچالی سراسری,
سپاسگزارِ شاید خدایانِام
به خاطرِ نهادِ تسخیر …
در بیابان
موجودی را دیدم
لخت، حیوان مانند
چمباتمبه زده روی زمین
قلبش را …
خواهرم آن صبح خیلی زود بیدارم کرد
و گفت: « پاشو باید اینو ببینی…
زبیگنیف هربرت، شاعر بزرگ لهستانی در ۲۹ اکتبر سال ۱۹۲۴ بدنیا آمد و در …
ادامهی مطلبکلاس یوهان رودولف اَندرسون (Claes-Johan Rudolf Andersson) شاعر، نویسنده، موسیقیدانِ جاز، روانپزشک و سیاستمدار …
ادامهی مطلب