شهلا اسماعیلزاده
شهلا اسماعیلزاده متولد ۱۳۴۳ است. از سال ۱۹۹۹ در هلند زندگی میکند و در رشتهی گل و باغبانی تحصیل کرده است. او از سال ۲۰۰۳ مسیحی به کار ترجمه مشغول است. وی در این مدّت کلیّات آثار روتخر کوپلانذ، رمکو کامپرت و همچنین آثار بسیاری از دیگر شاعران هلندی را برای نخستین بار به فارسی ترجمه کرده است.
شهلا اسماعیلزاده
بازگشت به خانه, خانه
زیباست خانهای بودن
برای تنها قلبی
که نمیخواهی آنرا ترک کنی
زیباست نردبانی بودن…
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
بازگشت به خانه, خانه
به خانه بازمیگردم،
آرام از پلهها بالا میروم
و نفسم حبس…..میخواهم دوباره
بوی ابر …
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
بازگشت به خانه, شعرها
خانه مرا به یاد میآورد
اینجا راه رفتن را آموختم
در این اتاق گامهایی …
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
بازگشت به خانه, خانه
در انتها، همیشه دوباره
همان چیز را میخواهیم ببینیم:
خانهای میان درختان،
آنگونه که …
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
بازگشت به خانه, خانه
صداها از آن گوش هایم هستند
درها از آن دست هایم
آجرهای های سرخ …
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
بازگشت به خانه, خانه
چون از خانهای جدا میشوم،
امروز دلم گرفته است.
دستِ خانه را رها میکنم…
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
شعرها
ببین، میتوانم بر شنها
نقش يک ماهی بکشم
چنان واقعی که
پیش چشمهایم بتواند…
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
شعرها
پستچی پرسید
این اسم و آدرس شماست؟
و اسم و آدرس را خواند
آدرس …
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
شعرها
زندگی دیگری میخواهم
در خیابانهای دیگری میخواهم راه بروم
شهرها با آسانسورهای دیگری میخواهم…
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
شعرها
ما بخشی از زمین هستیم و زمین بخشی از ماست
گل خواهرمان، اسب برادرمان…
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
شعرها
شعر اول
با سرزمین بارانی فراموششده از آبادی به آبادی،
دست در دستِ …
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
شعرها, پانصد شعری که هرکس باید آنها را خواندهباشد
مثل بارانی نرم
مثل عبور آرام قایقی تفریحی
در بامدادان از کنار نیها و …
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
شعرها, پانصد شعری که هرکس باید آنها را خواندهباشد
برای سیر کردن از اینجا به آنجا، در شب
لازم نیست قایق یا قطاری …
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
زندگینامهها
روتخر کوپلاند در چهام اگوست ۱۹۳۴ در خوور شهری در شمال هلند بدنیا آمد. …
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
شعرها
پرسش گرانه به من مینگرد
انگار می گوید چرا سکوت میکنی؟
به راستی …
ادامهی مطلب
شهلا اسماعیلزاده
شعرها
عزیزم حالا برو در باغ بخواب
جاهای خالی بر چمن های بلند…
ادامهی مطلب