۱ يكى كَشتى در چشمانت باد را مُسخّر مىكرد. چشمان تو ولايتى بود كه به آنى بازش مىشناسند. صبور چشمانت ما را انتظار مىكشيد. زير درختان جنگلها در باران در بوران بر برف ستيغها ميان چشمها و بازىهاى …
ادامهی مطلبدربارهی سومی
دست کشیدن از انتظار، دومین گام. زاده شدن از زن، نخستین گام. همان ترازوهای بیوزن بهای کلمه و ماه را معین میکنند. سومین را نمیشناسیم، سوال نکن.
ادامهی مطلب
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 






























