بیاموز که سخن بگویی (گل سرخ
میگوید): بنویس همه شب را،
که خورشیدِ نقشبازِ …
بیاموز که سخن بگویی (گل سرخ
میگوید): بنویس همه شب را،
که خورشیدِ نقشبازِ …
اگر روزی همه عشقهای ناگفتهات
به سراغ همه دروغهای گفته شدهات باز آیند
اگر …
خوش آمدی ای جانان من
ای دلیل دل نكندن من از دوست داشتن
حتی …
از دستهای تو میبارید
از زیباترین دروغ دنیا
برفهایی كه در تن من میلرزیدند.…
نبودی
وقتی كه باروهای آسمان به روی من فرو ریخت
وقتی که موج شكن …
۱
چنین میگفت زمان
جاودانگی دروغ است
گوش كن ببین
آن پرتگاه لاجوردی روحات…
دوستانم در انتظار من
لبخندی محزون بر چهره دارند.
لبهایشان
لبهای سالخوردهشان میگویند
– …
ادامهی مطلبصبح میشود
با من بیدار میشوی
پرندهها صدای تو را بر بالهایشان نقاشی میكنند…
موسیقی که با تو شنیدم
موسیقی دیگری بود
و خونی که در شریانهای ما …
اگر برف بر همه كوهها ببارد
اگر بوران قلهها را بپوشاند
و اگر توفان …
در هتلهایی شبیه به موجودات زنده
در هتلهایی مثل دل و روده سگ آزمایشگاهی.…
اینک پیش این ماه، پیش از آنکه این ماه رو به افول بگذارد
من …
همه چیز تمام شد، صدایی میگوید در رویا، اینک تو تصویری هستی
از آقای …
صف پرستاران کمکم روانه خانه میشوند
پشتِ حفاظِ
عینکم تماشایشان میکنم که میآیند و …
ناپدید میشود اتومبیل سیاه
در پیچِ بودن. من
ظاهر میشوم در گردشگاه.
همه خواهند …