احمد شاملو
شعرها, لنگستون هیوز | احمد شاملو, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
«- آهاى پسر
تُفدونا رو پاكشون كن:
تُفدوناى ديترويت
شيكاگو
پالم بيچ
و آتلانتيك …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, لنگستون هیوز | احمد شاملو, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
ما، خيل ِ نااميداييم
خيل ِ بىفكر و غصهها
خيل ِ گشنهها
كه هيچى …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, لنگستون هیوز | احمد شاملو, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
به بچهم گفتم:
– سخت نگير بچه!
گُف: – نمىتونم نمىتونم
حتماً باس برم.…
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, لنگستون هیوز | احمد شاملو, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
سرى داره پر از قصه عمه سو
دلى داره دلّادَلّ ِ غُصه عمه سو.…
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
كيست كه از آن جا، از آن سو، بازش مىآورد
به سان نغمهيى به …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, فدریکو گارسیا لورکا | ترانههای شرقی, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
بر شاخههاى درخت غار
دو كبوتر ِ تاريك ديدم،
يكى خورشيد بود
و آن …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, لنگستون هیوز | احمد شاملو, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
مىشنيدم يه سيا
كه با زمزمهى آرومى خودشو تكون مىداد
آهنگ خفهى گرفتهى خوابآورى …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, لنگستون هیوز | احمد شاملو, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
آزادى
به شيكَرَكى مىمونه
رو شيرينى ِ بىدَنگ و فَنگى
كه مال ِ يه …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
درهاى سال باز مىشود
همچون درهاى زبان
بر قلمرو ناشناختهها.
ديشب با من به …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, فدریکو گارسیا لورکا | ترانههای شرقی, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
۱
بچهى زيباى جگنى نرم
فراخ شانه، باريك اندام،
رنگ و رويش از سيب …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, فدریکو گارسیا لورکا | ترانههای شرقی, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
(شايد بدان سبب كه از هندسه آگاه نبودى)
جوان از خود مىرفت
ساعت ده …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
بر يونانيان اشك مريز
هنگامى كه انديشناكشان مىيابى.
بر يونانيّت اشك مريز
هنگامى كه …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, لنگستون هیوز | احمد شاملو, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
وقتى آهنگساز شدم
واسه خودم يه آهنگ مىسازم
در باب طلوع آفتاب تو آلاباما…
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, لنگستون هیوز | احمد شاملو, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
يادت نره
مرگ
طبليه كه يه بند صداش بلنده
تا اون كرم آخريه بياد …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, لنگستون هیوز | احمد شاملو, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
يههو از هم واكنم بازوهامو
يه جا تو آفتاب،
واسه چرخيدن و رقصيدن
تا …
ادامهی مطلب
احمد شاملو
شعرها, همچون کوچهای بیانتها | احمد شاملو
در دستهاى خود مىگيرد نور
تل سفيد و بلوط سياه را
كوره راهى را …
ادامهی مطلب