پرنده میخواند
در برابر اهریمن وضوح.
دنبال یک عکس نمیگردم.
پشتِ من است و…
ادامهی مطلبگیسوانت
از جان جنگل برایت سخن میگویند
دندانهایت
زبان صخرهها را منعکس میکنند.
تنت…
بر دری که به من سلام کردی.
یک پیاله شراب سرخ شاتو مارگو
به …
این نکته
بیهیچ عذر تقصیری
و از این رو بیهیچ فصاحتی
بیان میشود:
نمیتون …
نه کلمات، نه سکوت
هیچکدام یاری نمیکنند
تا تو را
به زندگی بازگردانم.…
آن بیرون آفتابیست.
چیزی بیشتر از یک خورشید نیست،
اما مردم نگاهش میکنند و …
در را محکم ببند برادرم
ترانهی کهن گرهسری میگوید
در را محکم ببند برادرم…
چشم هایش را می گیرم
و لبهایش را می بوسم،
دیگر راحتم نمی گذارد،…