گردِ هم آور ستارگان را
اگر چنین میخواهی،
آوازها را گرد آور و
نگهدار.…
گردِ هم آور ستارگان را
اگر چنین میخواهی،
آوازها را گرد آور و
نگهدار.…
ستاره، تنها ستارهی من
در فلاکت شب، تنها
برای من، تنها، میدرخشی،
در تنهاییام …
در فلک رفیع شعر
یا نغزتر
در خاک یا عالم شعر
که شاملِ افلاک، …
آواز میخوانند در ملودیاسپرینگ، تمام دخترکان
میرقصند در ملودیاسپرینگ، تمام پسرکان
گره میخورند به …
قصاب جوان لباسهای سلاخیاش را از تن در میآورد،
یا چاقویش را تیز میکند …
میگوییم آغازی ندارد
دریا
آغاز میشود هرجا که پیدایش میکنیم
و آنگاه
با آن …
محو نمیشوی
حتی اگر رفته باشی،
خورشید دورترنیست
از نارنگی رهاشده بر میز
و …
شمارِ حکما کم نیست
اما حتی یک درخت،
یک درختِ ابله پیدا نمیشود.
پس …
مرگ از راه دور میآید
از انتهای آسمانها
به سمت چشمهای من
به سمت …
بیست و هشت مرد جوان در ساحل شنا میکنند
بیست و هشت مرد جوان، …
دختر زیبا، پستهانهایت با آفتاب صبحگاهی بازی میکنند
بالا میپرند
خواهرانِ خوشههای انگورند و …
از من با کلمات اینجا میپرسی. ولی این را باید با کلمات آنجا بپرسی.…
ادامهی مطلباین سگ که پارس میکند، از هیچ آمدهاست و به هیچ برمیگردد. این دخترک …
ادامهی مطلب