آمدهایم تا
در آنتولوژی ستارگان بدلی
پایان همهٔ داستانها را بشنویم:
چطور دختری که…
آمدهایم تا
در آنتولوژی ستارگان بدلی
پایان همهٔ داستانها را بشنویم:
چطور دختری که…
مثلاً با کسی که دیگر نیست
یا فقط روی کاغذ زرد نامهها حاضر است.…
دوستانم در انتظار من
لبخندی محزون بر چهره دارند.
لبهایشان
لبهای سالخوردهشان میگویند
– …
ادامهی مطلبموسیقی که با تو شنیدم
موسیقی دیگری بود
و خونی که در شریانهای ما …
آلونکهایی از کاهگل سقفهای دلنازک، هراسان از باران، دیوارهایی مثل انسانی فروتن سر به…
ادامهی مطلبنمیدانم آنهایی که در ایران کتاب عیدی میدهند چند نفرند، این شمار هر چه…
ادامهی مطلببه روایتی بیست و نه بهمن روز جشن سپندارمذ است، روز عشق، روز پاکی،…
ادامهی مطلب
پير بونارد تيوپ رنگ در جيب،
قلم مويی از موی سمور در دست،
قدم …
شاعر دیگری باید بیاید و بگوید
چقدر دوستت دارم
که من سرم به…
به من گرسنگی بدهید شما ای خدایان که نشستهاید وُ به امورات جهان سامان…
ادامهی مطلباگه کاغذ این شعر انقدر مچاله و چروکه
اگه کاغذ این شعر اینطور چرک…
در نهایت تنها کسی که میخواهم دل به دلش بدهم تویی تو تغییر…
ادامهی مطلبچطور، در شب تابستان نتهای اسرارآمیز از گلوی چند پرنده به پرواز در میآیند…
ادامهی مطلبخواب و بیدار تنم به سوی تن تو کشیده میشود خواستن تو پارویی بلند…
ادامهی مطلب