۱ يكى كَشتى در چشمانت باد را مُسخّر مىكرد. چشمان تو ولايتى بود كه به آنى بازش مىشناسند. صبور چشمانت ما را انتظار مىكشيد. زير درختان جنگلها در باران در بوران بر برف ستيغها ميان چشمها و بازىهاى …
ادامهی مطلبمشق پیش از خواب
بخواب، فانوس شیطان! رفیق نابابی هستم من. اما بر پیشانی بهجای چین و چروک مرداد و آبان را رفیق داشتن، قرار از من میرباید. خواهم گذشت از بیابان از نیزار، رنج خواهم کشید شادمانه با مرداد و فرو میریزم با آبان بر زمین فرو میبارم. …
ادامهی مطلب
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 






























