۱ يكى كَشتى در چشمانت باد را مُسخّر مىكرد. چشمان تو ولايتى بود كه به آنى بازش مىشناسند. صبور چشمانت ما را انتظار مىكشيد. زير درختان جنگلها در باران در بوران بر برف ستيغها ميان چشمها و بازىهاى …
ادامهی مطلبدنیا
دنیا خیلی کوچک، دنیا فقط قد دو قصه است. آنبالا تو نشستهای سخت نفس میکشی ابدیت نزدیکتر است تاریک است. سخت قدم بر میدارم پیراهن بلندی بر تن راه میروم. با یک دست نمناک گرم دهانم را پاک میکنم. دهانم را میپوشانم. پشت سرم ابدیت راه …
ادامهی مطلب
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 






























