۱ يكى كَشتى در چشمانت باد را مُسخّر مىكرد. چشمان تو ولايتى بود كه به آنى بازش مىشناسند. صبور چشمانت ما را انتظار مىكشيد. زير درختان جنگلها در باران در بوران بر برف ستيغها ميان چشمها و بازىهاى …
ادامهی مطلبپدر، دوباره چهرهات را میبینم
پدر، دوباره چهرهات را میبینم،
سالها پس از مرگت – انگار سایهایی
در این مکان، سایهای سفید از گرما -
سنگی تنها در آسمان، دریا
یک فرمانده رومی، شکست خورده
بینی شکسته، دهان جر خورده
با کاسهی چشمان خالی به سوی
خورشید، در بیابانی
هنوز تنها فریادی برای این مرگ
پدر، چهرهات در آنجا
مانند جزیرهاییست
که هیچکس در آن زندگی نکرده است
جایی که کسی هم به آن نمیآید.
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 

























به روایتی بیست و نه بهمن روز جشن سپندارمذ است، روز عشق، روز پاکی، نیکاندیشی و فروتنی. از یک ماه قبل با هم قرار گذاشتیم به پاسداشت این روز دفتری منتشر سازیم، با اینکه حالا دیگر روزهایمان شبیه روزهای یک ماه قبل نیست، ما بر سر قرار خود هستیم. این دفتر و تمام شعرهای عاشقانهاش پیشکش به شما که بیهراس از شحنه و قاضی "دوست میدارید به بانگ بلند" و پیشکش به یاد "مردگان این سال که عاشقترین زندهگان بودند."




