۱ يكى كَشتى در چشمانت باد را مُسخّر مىكرد. چشمان تو ولايتى بود كه به آنى بازش مىشناسند. صبور چشمانت ما را انتظار مىكشيد. زير درختان جنگلها در باران در بوران بر برف ستيغها ميان چشمها و بازىهاى …
ادامهی مطلبتروا، آه تروا
۱ تروا آه تروا باستانشناسی به انگشتهایش خاکسترت را الک خواهد کرد و آتشی را بزرگتر از ایلیاد بر هفت رشته سیم. رشته سیمها اندکند دستهای از همسرایان باید دریایی از مویه غریو کوهستان و بارانی از سنگ. «چگونه باید مردم را از ویرانهها بیرون فرستاد …
ادامهی مطلب
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 






























