از پدربزرگم دو چیز را به یاد دارم
شلوار نخنما و اینکه چگونه هر …
از پدربزرگم دو چیز را به یاد دارم
شلوار نخنما و اینکه چگونه هر …
زیر بارانی تند در پاریس خواهم مرد،
در روزی که همین حالا میتوانم تصور …
اگر در حال غرق شدن بودی، برای نجات تو می آمدم،
در پتویم می …
بزرگترین گناهی را که یک انسان می تواند مرتکب شود
مرتکب شده ام ، …
کبوتر اشتباه کرده است.
چه اشتباهی.
سوی شمال رفت، به جنوب رسید.
فکر کرد …
مثل بارانی نرم
مثل گذشتن آرام قایقی تفریحی
در بامدادان از کنار نیها و …