۱ يكى كَشتى در چشمانت باد را مُسخّر مىكرد. چشمان تو ولايتى بود كه به آنى بازش مىشناسند. صبور چشمانت ما را انتظار مىكشيد. زير درختان جنگلها در باران در بوران بر برف ستيغها ميان چشمها و بازىهاى …
ادامهی مطلبگل سرخ حلاج
«ولی ایمان یک ستاره در تمامی ستارگان هستی دارد» چنین نوشت بر ساحل خیزابها خاطرهی اقیانوسی بیانتها را نبش قبر میکردند و خورشیدی از غار تاریک بیرون میآمد جعل، بر شبها و روزها، رقصی بداهه سر میکند و در ساحل رود، پاپیروس مرثیهای آبی سرمیدهد واژهی …
ادامهی مطلب
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 






























