۱ يكى كَشتى در چشمانت باد را مُسخّر مىكرد. چشمان تو ولايتى بود كه به آنى بازش مىشناسند. صبور چشمانت ما را انتظار مىكشيد. زير درختان جنگلها در باران در بوران بر برف ستيغها ميان چشمها و بازىهاى …
ادامهی مطلباز اعماق شب
کسی که نگاهم میکند از اعماق شب با چشمهای بیحرکت، درخشان در شب مرا میخواهد. کسی که نگاهم میکند از اعماق شب (زنیاست گمشده در شب که دوستم دارد؟) صدایم میکند. کسی که نگاهم میکند از اعماق شب (تویی ای شعر به شب زندهداری؟) مرا میخواهد. …
ادامهی مطلب
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 






























