چنان گریه ای جهان را گرفته،
که گویی خدای مهربان مرده .
و سایه …
چنان گریه ای جهان را گرفته،
که گویی خدای مهربان مرده .
و سایه …
گوشت استخوان را می پوشاند،
و آنها فکری،
در آن می گذارند،
و گاهی …
می خواهم برای کسی بخوانم،
پیشش بنشینم با او بمانم.
روی پایم به خوابش …
دلم می خواهد یک بار دیگر به آنجا بروم،
به «آم کلاینن رینگ» (*)…
توصیف تغییری که در من دادی آسان نیست
اگر امروز زنده ام، پیش از …
بگذار چشمت شمعی باشد در صندوقخانه
و نگاهت فتیله ی آن
بگذار چنان تاریک …