۱ يكى كَشتى در چشمانت باد را مُسخّر مىكرد. چشمان تو ولايتى بود كه به آنى بازش مىشناسند. صبور چشمانت ما را انتظار مىكشيد. زير درختان جنگلها در باران در بوران بر برف ستيغها ميان چشمها و بازىهاى …
ادامهی مطلباگر باید جیغ بکشی، آرام بکش
اگر باید جیغ بکشی، آرام بکش
(دیوارها گوش دارند)
اگر باید عشق بورزی، چراغ را خاموش کن
(همسایهها دوربین دارند)
اگر باید جایی زندگی کنی، در را نبند
(مقامهای مسئول مجوز دارند)
اگر باید رنج بکشی، در خانهات بکش
(زندگی حقی دارد)
اگر باید زندگی کنی، در همه چیز حدت را مشخص کن
(هر چیزی حدی دارد)
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 






























