۱ يكى كَشتى در چشمانت باد را مُسخّر مىكرد. چشمان تو ولايتى بود كه به آنى بازش مىشناسند. صبور چشمانت ما را انتظار مىكشيد. زير درختان جنگلها در باران در بوران بر برف ستيغها ميان چشمها و بازىهاى …
ادامهی مطلبرام کردن کلمات
رام کردن کلمات
دشوارتر است
از رام کردن ببرها
در شگفتی از چالاکی خویش
در میان علفها میغلتند
مثل گربهها به روی درختها میسُرَند
لبهایشان را تکان میدهند
در حس نزدیکِ
بوی گوشت و زیرِ آن
بوی تند خون
باید به تمامیشان عشق ورزید
برای آنکه نمایش
موفق شود.
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 






























