۱ يكى كَشتى در چشمانت باد را مُسخّر مىكرد. چشمان تو ولايتى بود كه به آنى بازش مىشناسند. صبور چشمانت ما را انتظار مىكشيد. زير درختان جنگلها در باران در بوران بر برف ستيغها ميان چشمها و بازىهاى …
ادامهی مطلبماه که برمیخیزد
ماه که برمیخیزد ناقوسها ناپدید میشوند و ردپاهای نفوذناپذیر پدیدار میگردند. ماه که برمیخیرد دریا خاک را میپوشاند و دل، خود را جزیرهای مییابد در لایتناهی. زیر ماه بدر هیچکس پرتقال نمیخورد. میوههای سبز و خنک باید خورد. هنگام که ماه با صد چهرهی یگانه برمیخیزد، …
ادامهی مطلب
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 






























