یک
باران با صدای آرام نجوا میکند
اکنون میتوانی بخوابی.
کنار بستر من، خش …
هر تکه گوشتی یک کارخانهست، به نرمکردن و فشردهسازی خون.
لولهوار، کورههايی مشتعل، انبارههايی …
ادامهی مطلبدیگر نوازشت نمیکند باد دیگر نوازشت نمیکند باران. دیگر سوسوی تو را در برف…
ادامهی مطلب به دور از آسمان
به دور از نور و تيغهاش
به دور از ديوارهاى …
دارم يه جاده مىسازم
تا ماشينا از روش رد شن،
دارم يه جاده مىسازم…
صرف حضور اشیاء در «هاله ی حضور» آدمی به آنها کیفیتی میدهد که چون …
ادامهی مطلب۱- برخی چون میرزا فتحعلی آخوند زاده و طالبوف با گرایشی به ساده نویسی …
ادامهی مطلبآلن ستوکل در مقاله درخشاناش۱، این فرض را پیش میکشد که «خورشید» (شیئی که …
ادامهی مطلبجانداران از جایی به جایی در حرکتاند، حال آنکه گیاهان پیش چشمها آشکار میشوند.…
ادامهی مطلب