باهار افسری
باهار افسری، شاعر، مترجم و مدرس . متولد ۱۳۶۳ در شیراز . دانشآموختهی رشته مترجمی و مطالعات ترجمه در مقاطع لیسانس و فوقلیسانس. موضوع پایاننامه ارشد وی «بررسی performabilty و Readability شش ترجمه فارسی نمایشنامهی در انتظار گودو از منظر تئوری اسکوپوس» بوده است . او عضو انجمن صنفی مترجمان ایران است و دبیر بخش شعر جهان نشریه ادبی مایا بوده است و با نشریاتی همچون نیویورکر فارسی، نوشتا، شبکه آفتاب، تاک، همکاری داشته و از وی آثاری در چند آنتالوژی از جمله «این روشنای نزدیک » به چاپ رسیده است. ترجمه یک مجموعه داستان به نام "هر چیزی ممکن است" نوشته ی الیزابت استراوت از وی توسط نشر نفیر منتشر شده است.
باهار افسری
بازگشت به خانه, شعرها
درها و دیوارهای این خانه از آن من است؛
این خانه که از آن …
ادامهی مطلب
باهار افسری
بازگشت به خانه, شعرها
به آسمانی بازگشتهام، که رنگش را عوض کرده
اما دریا، همان دریاست.
درختِ نان …
ادامهی مطلب
باهار افسری
بازگشت به خانه, شعرها
رنگ، رنگِ دریای ظهر بود.
دریا ما را پس گرفت
نه مثل فاتحان؛ نه!…
ادامهی مطلب
باهار افسری
بازگشت به خانه, شعرها
خیابان گروایله را میشناسم.
ماه، آنجا، مثل یک قرص نانِ تازه
از تنور دریا، …
ادامهی مطلب
باهار افسری
بازگشت به خانه, شعرها
تو بگو وَ بعد بگذار این خانه از آن تو باشد.
تو خود نیز …
ادامهی مطلب
باهار افسری
بازگشت به خانه, شعرها
تو نیامدهای، اما یادِ خانه آمدهاست.
چون رهرویی که راهش را در بیابان گم …
ادامهی مطلب
باهار افسری
بازگشت به خانه, شعرها
زمانی خواهد رسید
که با رویِ گشاده
به خودت که به درِ خانهات رسیده…
ادامهی مطلب
باهار افسری
شعرها
برای همسرم؛ نیما
خطِ عبری، خطِ عربی از شرق به غرب می …
ادامهی مطلب
باهار افسری
شعرها
روز یادبود کشتگان جنگ، افزون کن
غم هر آنچه از دست دادهای …
ادامهی مطلب
باهار افسری
شعرها
می بارد باران ، روی صورت ها
روی صورت رفیقان زنده …
ادامهی مطلب
باهار افسری
شعرها
جنگ زمینی امروز آغاز شد
صبحِ سحر
بِّر بیابانی
دور از …
ادامهی مطلب
باهار افسری
شعرها
بخیههات
پاره شدن ، صورتت
افتاده ، لبهات
سیمانیشدن ، زبونت رو
گَرد گرفته …
ادامهی مطلب
باهار افسری
شعرها
همانگاه که صبحانهات را آماده میکنی، به فکر دیگران باش.
(غذای کبوتران را از…
ادامهی مطلب
باهار افسری
شعرها
این پسر است
نیرومند و بلند .
این مادر است ،
زنی …
ادامهی مطلب
باهار افسری
شعرها
دهان دختری که مدت ها روی نی ها لم داده بود
تکان،تکان می خورد…
ادامهی مطلب
باهار افسری
شعرها
من جین و جاز و جزیزهی گنج را خیلی دوست دارم
طوطی جان سیلور …
ادامهی مطلب