۱ يكى كَشتى در چشمانت باد را مُسخّر مىكرد. چشمان تو ولايتى بود كه به آنى بازش مىشناسند. صبور چشمانت ما را انتظار مىكشيد. زير درختان جنگلها در باران در بوران بر برف ستيغها ميان چشمها و بازىهاى …
ادامهی مطلبجفت بریدن
فرشتگان نه پرندهاند
نه انسان
بیهوده است نشان دادنِ
اندام بچگانه گوشت آلودی
با بالهای پلیکان
بر فراز تختخواب
یا در کنج ناخوشایند پرستشگاه.
کلماتِ جفتِ هم
فرشتگانی هستند
زاییده توهمی از حیاتی دیگر
که چه بعید است رسیدن به آن.
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 






























