فرزندِ سرکش | دِرِک والکات <br> ( درباره‌ی بازگشت شاعر به زادگاهش)

فرزندِ سرکش | دِرِک والکات
( درباره‌ی بازگشت شاعر به زادگاهش)


به آسمانی بازگشته‌ام، که رنگش را عوض کرده‌
اما دریا، همان دریاست.

درختِ نان و انبه، درختِ گل‌کاغذی
هنوز اینجا هستند؛ کهنسال‌تر،
صبورتر.

من همان فرزند سرکشم که رفت و تا به امروز بازنگشت.
عاقبت اما اینجا هستم
وَ جزیزه با سکوتش مرا می‌بخشد.

نور، همان نوری‌ست که کودکی‌ام را روشن می‌کرد.
هیچ چیز جابه‌جا نشده.

چمدانم را زمین می‌گذارم و اشکم سرازیر می‎شود؛
مثل کسی که پس از چهل سال
به خانه بازگشته
و در را هنوز باز می‌بیند.

درباره‌ی باهار افسری

باهار افسری، شاعر، مترجم و‌ مدرس . متولد ۱۳۶۳ در شیراز . دانش‌آموخته‌ی رشته مترجمی و مطالعات ترجمه در مقاطع لیسانس و فوق‌لیسانس. موضوع پایان‌نامه ارشد وی «بررسی performabilty و Readability شش ترجمه فارسی نمایشنامه‌ی در انتظار گودو از منظر تئوری اسکوپوس» بوده است . او عضو انجمن صنفی مترجمان ایران است و دبیر بخش شعر جهان نشریه ادبی مایا بوده است و با نشریاتی همچون نیویورکر فارسی، نوشتا، شبکه‌ آفتاب، تاک، همکاری داشته و از وی آثاری در چند آنتالوژی از جمله «این روشنای نزدیک » به چاپ رسیده است. ترجمه یک مجموعه داستان به نام "هر چیزی ممکن است" نوشته ی الیزابت استراوت از وی توسط نشر نفیر منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.