این خانه که از آنِ من است | فیض احمد فیض

این خانه که از آنِ من است | فیض احمد فیض


درها و دیوارهای این خانه  از آن من است؛
این خانه که از آن من است،  در هوایی مسموم غنوده
در دلِ دود اندوه
این خانه، که از آن من است،
در نفَس‌ش سِیر جادویی درد، ردِ افسون رنج جاری‌ست
در این خانه که از آن من است.

در پیِ اش که از آن من است
زمزمه‌ی اشک‌هاست، بر سقف‌ش گردشِ آه ‌ها.
در اتاق‌های این خانه که از آن من است؛
هر صدایی، صدایِ ویرانی‌ست
در این خانه که از آن من است.

بگذار کسی به خانه‌ بیاید، به خانه‌ام
بگذار کسی به خانه‌ی رنج بیاید
بگذار کسی بیاید و قصه‌ی اندوه را بشنود
بگذار زبان حزن را بفهمد
بگذار کسی به این خانه بیاید.

درباره‌ی باهار افسری

باهار افسری، شاعر، مترجم و‌ مدرس . متولد ۱۳۶۳ در شیراز . دانش‌آموخته‌ی رشته مترجمی و مطالعات ترجمه در مقاطع لیسانس و فوق‌لیسانس. موضوع پایان‌نامه ارشد وی «بررسی performabilty و Readability شش ترجمه فارسی نمایشنامه‌ی در انتظار گودو از منظر تئوری اسکوپوس» بوده است . او عضو انجمن صنفی مترجمان ایران است و دبیر بخش شعر جهان نشریه ادبی مایا بوده است و با نشریاتی همچون نیویورکر فارسی، نوشتا، شبکه‌ آفتاب، تاک، همکاری داشته و از وی آثاری در چند آنتالوژی از جمله «این روشنای نزدیک » به چاپ رسیده است. ترجمه یک مجموعه داستان به نام "هر چیزی ممکن است" نوشته ی الیزابت استراوت از وی توسط نشر نفیر منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.