در فلک رفیع شعر
یا نغزتر
در خاک یا عالم شعر
که شاملِ افلاک، …
در فلک رفیع شعر
یا نغزتر
در خاک یا عالم شعر
که شاملِ افلاک، …
آواز میخوانند در ملودیاسپرینگ، تمام دخترکان
میرقصند در ملودیاسپرینگ، تمام پسرکان
گره میخورند به …
خوش و زیباست چون دریا
تاریک است صورت درونی سکوت من
بیکرانهاست آن زن…
«موهایت در آمده است.»
در تنهاییام آواز میخوانم
و نوازششان میکنم.…
آفتاب پرندگان را گرم میکند و من
تو را به خاطر میآورم آفتابِ من…
به کجا گریختهای که من نیستم و دستانم؟
از توام من
چون آب
آنجا …
کجا به سر میرسد
چندان ویرانی و چندین زیبایی؟
کردهایم و نکردهایم
سخن بگویید،…
دیگر نمیتوانم تنها بمانم
مگر آنکه تو بروی
ای خورشیدی که از خونم گذشتهای.…
روشن است که خواهم مرد و مرا خواهند برد
در استخوانها یا خاکسترها
و …
نمیدانستم که
نداشتنت میتواند شیرین باشد چون
صدا کردنت برای اینکه بیایی هرچند
نمیآیی …
آن گامها: دنبال او میگردند؟
آن ماشین: دمِ خانهی او میایستد؟
آن مردان، در …
وقتی با پاییزت بر شانهها
از میان پنجرهام
میگذشتی ای اردیبهشت
و علامت میدادی …
تنها نمیروم،
وقتی از تو میروم
و جدا میشوم
در ساعت دوی شب
در …