بایگانی نوشتههای خوان خلمن
محسن عمادی
بازگشت به خانه, شعرها
شعر، یک پرنده نیست؛
و هست.
ریه نیست، هوا نیست، پیراهنم نیست،
هیچکدامشان
و …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
شعرها
بیست روز پس از مرگات نامهات را گرفتم، پنج دقیقه پس از آنکه …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
لرزش لبانم
یعنی رعشهی بوسههایم
در گذشتهات با من به گوش میرسد
در شراب …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
کلیدِ دلت کجاست؟
نحس است آن پرندهای که گذشت
با من چیزی نگفت
لرزان …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
صبح، درخشش میبخشد به پرندگان
گشاده است و
تازه است.
با وحشت اندیشه
با …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
خم شو اگر میخواهی
اگر میخواهی پرنده را ببین
که چنین کودک
در صدایم …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
چه چشمان زیبایی!
و زیباتر از آن نگاهِ چشمانت
و زیباتر از آن هوای …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
برگهای رنگی و سبز،
برگهای خشک،
برگهای تازه،
از صدایت میافتند.
خفته،
به زیر …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
حرارتی که اندیشه را ویران میکند
اندیشناک خود را ویران میکند.
نور،
در بوسههایت …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
آرام آرام
در صبح گشاده
از چشمهایت میگذرند
حیواناتی که تو را
در میانهی …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
پاهایت
بر شب میگذرد
به ظرافت
باران را میگشاید
روز را میگشاید
از تو …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
با درختان
کلمات را بر زبان میآوری
و درختان برگهایی دارند که آواز میخوانند…
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
کناره گرفته از کنارت،
جهانِ تازهی کنارت را کشف میکنم:
جزایرت را
چنان چراغهایی…
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
هرآنچه به من گفتی
واژهایست که میلرزد در دست زمان
سرگشاده برای نوشیدن
خانه …
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
یگانه واژهی منی
نامت را نمیدانم.…
ادامهی مطلب
محسن عمادی
خوان خلمن | کتاب زیرین, شعرها
به هرچه میگویی
پرندهای میافتد و
من آشیان اویم.
پرنده
خموشی میگزیند در من.…
ادامهی مطلب