تو اویی
و تو منی
که با نور
درمان شده
تو آنی…
ادامهی مطلبخشکی و آب است که این سطرها را مینویسد.
خاطره و فراموشیست که این …
آسمانت همیشه
کمی آبی
صبحگاهانت اغلب
کمی بارانی
دُردرِخت شهرِ به غایت زیبا
گورستانِ …
در پیادهروهای پردرخت
زندگی خواهم کرد.
برگها
نه رخصت رویا به من میدهند
نه …
از چشمهای تو
چشمی پاکتر نمیشناسم.
تو در آنها هستی و همزمان هستند
چیزهایی …