برگردان این شعر پیش کشی است به برادرم مودب (میرعلایی)
به پاس محبت های …
ادامهی مطلبترجمه ی این شعر پیش کشی است به همسرم باهار و اتفاق بودن اش…
ادامهی مطلببه صخرهها برآمدم
تا صدایت کنم.
نامت را پرتاب کردم و
تنها دریا
با …
هجوم میآورد شاهین خالدار و
متهمام میکند،
و شکوه میکند از پرگویی و پرسهی …
آن غریبه به آخر رسید
که با او باز میگشتی
دیروقت شب
به پچپچ …
می آیند ناهمانند و یک سان با هر کدام شان چیزی ناهمانند و یک…
ادامهی مطلباز این پس،
گونهای اشتیاق با نشانی شگفت را
شعر خواهی نامید،
رد و …
– چه زيباست محبوب من
در جامهى همه روزى ِ خويش
با شانهى كوچكى …
انسان چیست؟
از خود میپرسد پاسکال:
قدرتی به توان صفر،
هیچ
اگر با همه …