زمانی خواهد رسید
که با رویِ گشاده
به خودت که به درِ خانهات رسیده
سلام خواهی گفت، در آیینهی خودت.
هر کدام به خوشامدگویی دیگری لبخند خواهید زد.
او به تو میگوید: اینجا بنشین، چیزی بخور.
دوباره عاشق غریبهای میشوی که اینبار خودِ توست.
شرابش بده، نانش بده و قلبت را
به او بازگردان.
به او که یک عمر عاشق تو بود.
وَ تو دیگری را دیدی او را نه.
او که جایجایِ قلبت را بلد است.
نامههای عاشقانه را از قفسه پایین بیاور،
عکسها، دستنوشتههای نومیدی را.
تصویر خودت از آینه بردار
بنشین و زندگی را جشن بگیر.
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry



