آتیلا جوزف (3) آتيلا جوزف در سال ۱۹۰۵ در بوداپست مجارستان در خانوادهی فقيری زاده شد. پدرش خيلی زود خانوادهاش را ترک کرد، مادرش رختشوی فقيری بود.
وقتی ۹ سالهبود جنگ جهانی اول آغاز شد. در پانزدهسالگی مادرش را از دست داد. تحصيلات خود را در وين و سوربن ادامه داد. سپس به مجارستان برگشت. در سال ۱۹۳۷، سال آغاز جنگ جهانی دوم، خود را زير قطاری انداخت.
او يکی از مهمترين شاعران اروپای شرقیاست.
آرتور رمبو (2) آرتور رمبو در بیست اکتبر ۱۸۵۶ در شارلویل فرانسه به دنیا آمد. پدرش سرباز توپخانه بود و مادرش از خانوادهی ملاکین با رفتارهای خشک و خشن بود. آرتور در ۱۸۶۸ نخستین شعرش را به لاتین سرود و سال بعد آموزگار او سه قطعه از اشعارش را منتشر کرد که یکی برندهٔ جایزه شد. در ژانویهٔ ۱۸۷۰ نخستین اشعارش به فرانسوی منتشر شد. حدودا چهارده ساله بود که از خانه گریخت تا به پاریس برود. در پاریس به دلیل آن که بدون بلیط سوار قطار شده بود چند روزی در زندان گذراند و به خانه بازگردانده شد. در پانزده سالهگی به توفیقهای درخشان تحصیلی دست یافت. در یونانی، لاتین، بلاغت، تاریخ و جغرافی جایزه گرفت. با پل ورلن رابطهٔ دوستانهٔ عمیق و عجیبی داشت به نحوی که ورلن همسر و کودک تازه به دنیا آمدهاش را ترک کرد تا با آرتور به افریقا برود. رابطهٔ آرتو و پل رابطهیی توام با عشق و نفرت بود به نحوی که در ۱۰ ژوئیه ۱۸۷۳ ورلن دو گلوله به سمت رمبو شلیک و او را مجروح میکند و به دلیل این عمل دستگیر میشود و دو سال به زندان میافتد. به هر حال بعد از مرگ رمبو رولن نقش به سزایی در انتشار آثار او ومعرفیاش ایفا کرد. در ۱۸ مارس ۱۸۷۱ کمون پاریس شکل میگیرد و آرتور رمبو در ۲۳ آوریل به آن پیوست.
آرتور رمبو در سیوهفت سالگی به دلیل وجود تومور سرطانی پای راستاش را از دست داد و چند ماه بعد در ۱۰ نوامبر ۱۸۹۱ درگذشت.
آلفرد دو موسه آلفرد دوموسه در سال 1810 در پاریس متولد شد. در آغاز جوانی ابتدا به تحصیل علوم طب و حقوق و فن نقاشی پرداخت و سرانجام شاعری پیشه کرد. در هجده سالگی به انجمن ادبی پیروان سبک رمانتیسم که ویکتور هوگو، آلفرد دو وین یی، سنت بوو و چند تن دیگر از شاعران و نویسندگان جوان رمانتیک عضو آن بودند داخل شد، ولی بعداً آنجا را ترک کرد. نخستین اثر منظوم او با عنوان حکایات اسپانی و ایتالیا در 1830 انتشار یافت. در همان سال نیز منظومه های افکار نهایی رافائل و آمال بیهوده و نمایشنامه شب ونیزی را نوشت. دو سال بعد منظومه نمایش در یک صندلی راحت را منتشر ساخت. در سال 1833 منظومه رولا را انتشار داد و در اواخر آن سال به مادام ژرژساند نویسنده نامی فرانسه دل بست و با او به ایتالیا سفر کرد. مهمترین آثار منظوم «موسه» قطعات شبهاست. او در دوم ماه مه 1875 در چهل وهفت سالگی درگذشت و در پرلاشز به خاک سپرده شد.
آنا سويير (13) آنا سوییر شاعرهی لهستانی در سال 1909 بدنیا آمد. آنا، فرزند یک هنرمند نقاش و یک خواننده بود. پدرش تاثیری شگفت بر زندگیاش نهاد. او از خود شعرهای زیادی به جا گذاشت که پیرنگ اصلی آنها کودکی و پدر و مادرش هستند.
شعر سوییر از زنانگی، جنسیت و کالبد زنانه اسطورهزدایی میکند و میکوشد تا غبار شاعرانهای که قرنها بر آن نشستهاست را بزداید.
در نگاه گنوستیگ سوییر، در جهانی بدون هر نشانهی نجات، تنها، بیمار و محکوم به پوچی مرگ، تنها چیزی که واقعا داریم، بد یا خوب، تنمان است. تن سرچشمهی زندگی، لذت و وجد است، در عینحال خانهی مرگ، درد و رنج است.
شعر سوییر را چسلاو میلوش، شاعر بزرگ لهستانی و برندهی نوبل ادبیات به همراهی لئونارد ناتان شاعر مشهور آمریکایی به جهانیان معرفی کردند.
آنا سوییر در سال 1984 درگذشت.
آن پریه آن پریر (Anne Perrier)، ١٦ ژوئن ١٩٢٢ در لوزان به دنیا آمد. پس از گذراندن دورهی ابتدایی به تحصیل در رشتهی ادبیات پرداخت و در سال ١٩٤٧ موفق به دریافت جایزهی «فولوپ» (Folloppe) شد. سپس ازدواج کرد و به موسیقی علاقمند شد. در تردید میان علاقمندی به شعر و موسیقی، «آن پریر» جایگاه ویژهی خود را در میان شعر معاصر فرانسه پیدا میکند. از او چندین مجموعه شعر به چاپ رسیده و آثارش در چندید مجموعهی شعر آمده است. از او همچنین در سال ١٩٧٥داستانی با عنوان «قصهی تابستان» منتشر شده است.
شعر «آن پریر» بدون هیچ زینتی ساده و آهنگین است. شبیه هایکو و دنیای امیلی دیکنسون، این شعرها با کلمات بسیار ساده، تصویرهای کهن را بازسازی میکنند و اغلب طنینی از کتاب مقدس دارند. او اغلب از اسمهای عام استفاده میکند و دستور زبان را دقیق به کار میبرد. بطور کلی میتوان گفت که شعر او در وحدت وجود، جهان و کلمات شکوفا میشود.
«آن پریر» بخاطر «نامههای گمشده» (١٩٧١) موفق به دریافت جایزهی «رامبر» (Rambert) میشود و در سال 2003 در میان انتخاب شدگان مؤسسهی «لینارد» قرار میگیرد.
آیتن موتلو (4) آیتن موتلو در سال 1952 در شهر باندیرما به دنیا آمد. در سال 1975 از دانشكده مدیریت دانشگاه استانبول فارغ التحصیل شد. بعدها برای تحصیل در رشته مهندسی عمران وارد دانشكده مهندسی دانشگاه صنعتی ییلدیز شد اما در سال سوم ترك تحصیل نمود. اولین تجربیات او، داستان و شعر، در دوره متوسطه شروع شده و در روزنامه های محلی به چاپ رسید. بعدها در روزنامه ها و مجلات مختلف به چاپ آثار خود اعم از داستان، نقد ادبی و شعر پرداخت. كتابهای شعر او عبارتند از:
صبر كن ای عشق(1984)
روزی خواهد رسید(1986)
در حسرت تو بودن (1990)
ردپای خاكستر(1993)
به سوی دریا(1994)
كودك و غروب(1990)
او با یك زبان غنایی، سیال و آمیخته به استعارات تكان دهنده به بیان دیدگاههای خود پیرامون موضوعات مختلف مانند زندگی، مرگ، دنیا و تجربیات شخصی خود می پردازد. بیان و تفسیر حوادث ملایم، چند لایه و غنایی با عواطف و احساسات درونی، نگاه درونی و بیرونی یك زن تودار، زودرنج اما مصمم و علاقمند، شیفتگی، خوشی و اندوه شعری بالا، هسته اصلی شعر او را تشكیل می دهد. ابعاد ذهنی، استنباطی و احساسی در پیوند با ابعاد بصری و تجسمی، با استادی هر چه تمام تر، بر اساس یك چارچوب محكم و با توسل به كلمات، تصاویر و استعارات ضروری در تار و پود یكدیگر قرار می گیرند. مغز و دل او بطور همزمان سخن می گویند.
الکساندر پوشکین (1) الکساندر سِرگِیویچ پوشکین شاعر و نویسندهٔ روسی سبک رومانتیسیسم است. او در ۶ ژوئن ۱۷۹۹ در شهر مسکو چشم به جهان گشود و در ۱۰ فوریه ۱۸۳۷ در سن پترزبورگ درگذشت. او بنیانگذار ادبیات روسی مدرن به حساب میآید و برخی او را بزرگترین شاعر زبان روسی میدانند.
اوتاگاکی رنگتسو (3) اوتاگاکی رنگتسو در سال ۱۷۹۱ از پدری سامورايی و مادری فاحشه متولد شد. از کودکی به آموختن خط و مجسمه سازی پرداخت. هفت ساله بود که او را برای خدمت به ارباب قلعهی کاميوکا فرستادند. شانزدهساله بود که مجبور شد با سامورايی جوانی که سخت آزارش میداد ازدواج کند. از اين ازدواج صاحب سه فرزند شد که همه در کودکی مردند. پس از مرگ شوهرش مجددا در سی و سه سالگی ازدواج کرد و همسر دوماش هم عطايش را به لقايش بخشيد و مرد.
پس از آن، او نزد پدرخواندهاش برگشت و زندگیاش تاحدی روی آرامش به خود ديد. فاميلیاش را از نوبو به رنگتسو تغيیر داد که نيلوفر ماه معنی میدهد. پدرخواندهاش هشت سال بعد فوت کرد و او را مجبور به ترک خانهاش کردند.
اوتاگاکی برای اينکه از ازدحام و وحشت اطراف بگريزد به چهرهی زايری به راه افتاد. او به رغم زندگی محنتبارش، شاعری پربار بود. مرگ او در سال ۱۸۷۵ اتفاق افتاد. اوتاگاکی پس از مرگش نزديک پنجاههزار اثر شعر، مجسمه و خط از خود بهجای گذاشت.
اورهان ولی (2) اورهان ولی در استانبول به دنیا آمد. در دانشگاه استانبول در رشته فلسفه به تحصیل پرداخت. به مشاغل مختلفی روی آورد. کتابهای شعر او عبارتند از:
غریب( به همراه اوکتای ریفات، ملیح جودت آندای 1914)
يادهاي ماندگار( 1945)
داستان وار(1946)
تازه(1947)
مخالف(1949)
کلیات دیوان(1982)
یحیی کمال بایاتی زبان شعر کهن را فرو ریخت. او نشان داد که زبان حلقه اتصال شعر است. ناظم حکمت وزن شعر را فروریخت. نشان داد که شعر بدون وزن هم می توان سرود، به آهنگ بدون وزن نیز می توان رسید، وزن عنصری نیست که نتوان در شعر و آهنگ از آن صرفنظر نمود. بلکه بر عکس نشان داد که وزن یک حلقه اتصال کند کننده است.، اورهان ولی جلوتر رفته و نشان داد همانگونه که شعر زبان و و وزن خاصی ندارد، موضوع خاصی را نیز شامل نمی شود. : نورالله آیتاچ
ایوان بلند (1) ايوان بلند، متولد سال ۱۹۴۴ شاعری ايرلندی و فمينيستی فعال است. در دوبلين زادهشد. پدرش ديپلمات بود و او در لندن و نيويورک درس خواند و از کالج ترينتی فارغالتحصيل شد. در دانشگاهای بسيار درس داد و اکنون استاد انگليسی دانشگاه استانفورد است.
بورخس (4) خورخه لوئیس بورخس (Jorge Luis Borges) (۱۸۹۹ - ۱۹۸۶) نویسنده، شاعر و ادیب معاصر، از برجستهترین نویسندگان آمریکای لاتین است. شهرت وی بیشتر به خاطر نوشتن داستان کوتاه است. از کودکی تحت پرورش محیط خانه از علاقهمندان جدی ادبیات شد. سالها بعد به عنوان استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه بوئنوس آیرس منصوب شد. قبل از آن رئیس کتابخانه ملی آرژانتین هم بود. وی هیچ گاه به گونه ادبی رمان علاقهای نداشت. داستان کوتاههای وی انقلابی در فرم داستان کوتاه کلاسیک ایجاد کرد. بعدها منتقدین از وی به عنوان نویسنده پست مدرن نام بردند. با اینکه بارها نامزد جایزه نوبل ادبیات شد اما هیچگاه آن را دریافت نکرد. برخی از آثار او نیز به فارسی ترجمه شدهاند.
پارک ای-مون (5) پارک اینویی (یا ای-مون) شاعر و فیلسوف متولد سال ١٩٣٠ است. او در آمریکا و فرانسه تحصیل کرده و در بسیاری از دانشگاههای آلمان، آمریکا، ژاپن و کره تدریس کرده است. او بسیاری از کارهایاش را مستقیم به زبان انگلیسی یا فرانسه مینویسد. شعرهای زیر از ترجمهی فرانسوی مجموعهی «سایهی هیچ» که در سال ٢٠٠٦ در کره منتشر شده انتخاب شدهاند.
پل الوار (16) پل الوار Paul Eluard با اسم مستعار اوژن گريندل (Eugen Grindel ) از شاعران سورئاليست و مبارز فرانسوي است. در سال 1895 در شهر سن دني در شمال پاريس به دنيا آمد. پدرش كارمندي ساده بود و مادرش خياط. او پس از آشنايي با «برتون»، «سوپو» و «آراگون» جنبش ادبی سورئاليسم را پايه گذاري كرد. با مجموعه های «جانوران و آدميزادگانشان» 1920 و «نيازهای زندگی و نتايج روياها» 1921، به عنوان يكی از شاعران نامدار سورئاليسم شناخته شد. مجموعهی «پايتخت درد» در 1926 از شاهكارهای اوست.
تامورا ریوایچی (4) تامورا ریوایچی، شاعر بزرگ معاصر ژاپنی در سال ۱۹۲۳ به دنيا آمد. در خانوادهای سنتی پرورش يافت. در سال ۱۹۴۱ به دانشکدهی ادبيات دانشگاه میجی وارد شد.
در سال ۱۹۴۳ وارد ارتش شد. طی جنگ جهانی دوم بسياری از دوستانش کشتهشدند. شعر او بر شعر مدرن ژاپن تاثير فروان داشتهاست. ريوایچی از مهمترين شاعران پس از جنگ ژاپن محسوب میشود.
تد هیوز (3) تد هیوز در روز ۱۷ اگوست سال ۱۹۳۰ در شهر میتولمروید (Mytholmroyd ) حدود یورک شایر چشم به جهان گشود. مهم ترین اتفاق زندگیاش، دیدار با سیلویا پلات، در ۲۶ سالگی به وقوع پیوست. سال ۱۹۷۱ برای اجرای نمایش نامهی ارگاست ( Orghast) که آن را در سال ۱۹۷۰ نوشته بود، به ایران آمد و آن را در دو قسمت به همراه آربی آوانسیان در جشن هنر شیراز اجرا نمود که بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت. تد هیوز سرانجام روز چهارشنبه ۲۸ اکتبر ۱۹۹۸ در حالی مرد که «نامه های میلاد» او در ژانویه ی ۱۹۹۹ برندهی جایزه ی بزرگ «تی.اس.الیوت» شد.
جيری لانگر (1) جيری لانگر دوست کافکا و از نخستين حاميان فرويد بودهاست. متولد پراگ است و در ايام اشغال پراگ توسط نازیها از کشورش گريخت. در فلسطين سخت بيمار شد و درگذشت. لانگر متولد سال ۱۸۹۴ است و هنگام مرگ ۴۹ ساله بود.
چسلاو میلوش (2) چسلاو میلوش شاعر و مترجم و استاد دانشگاه، متولد 30 ژوئن 1911 درلهستان است. در سال ۱۹۸۰ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. در 14 اوت 2004 درگذشت .
خوان گلمن (1) خوآن گلمن (متولد ١٩٣٠) شاعر آرژانتینیست که در سال ٢٠٠٧ جایزهی ادبی معتبر سروانتس را از آن خود کرده و تاکنون بیش از بیست مجموعهی شعر منتشر ساخته. او عموما ً در گرامیداشتِ لذت و سرخوشی حیات میسراید، اما شعرش نشاندهندهی مسائل اجتماعی و بازگویی تجربههای مصیبتبار سیاسی کشورش نیز هست.
دلمیرا آگوستینی (2) دلميرا آگوستينی در ۱۹۱۴ کشته شد. وقتی در خون میغلطيد بيست و هشت ساله بود. چند ماهی بيشتر نمیشد که چهار مجموعهی اثر گذار منتشر کردهبود. شعر آمريکای لاتين سخت مديون اوست. هنوز برای ايرانیها ناشناختهاست . شعر اروتيک دلميرا، پسند حکومتيان منادی اخلاق نيست.
دنیس لورتوف (8) دنيس لورتوف از بهترين چهرههای شعر آمريکاست. در سال ۱۹۲۳ در انگلستان زادهشد. او در طول جنگ جهانی دوم پرستار بود. در سال ۱۹۴۸ به آمريکا مهاجرت کرد. دنيس در سال ۱۹۹۷ از دنيا رفت.
دیوید مالوف (1) ديويد معلوف، در سال ۱۹۳۴ در خانوادهای اصالتا لبنانی متولد شد. خانوادهی پدریاش از دههی ۱۸۸۰ به استراليا مهاجرت کردهبودند و خانوادهی مادريش در حوالی جنگ جهانی اول به استراليا آمدند. ديويد مدتی در انگلستان زيست و در سال ۱۹۶۸ به استراليا برگشت و مدرس ادبيات انگليسی در دانشگاه سيدنی شد. ديويد معلوف يکی از مهمترين شاعران مدرن استرالياست.
ریمون رادیگه ریمون رادیگه (1923-1903) که در میان دوستانش به «آقا کوچولو» شهرت داشته را نابغهای میدانند که تأثیر بسیار بر ادبیات سالهای 1920 فرانسه گذاشته است. او در پانزده سالگی، وقتی که قدرت ارزشگذاری بر آثار بزرگان ادبیات را دارد، درسش را برای تجربهی روزنامهنگاری رها میکند. در سال 1918 با ژان کوکتو آشنا میشود که اثر بسیاری بر یکدیگر میگذارند. او در 1919، «پا و ویریجینی» را همراه ژان کوکتو مینویسد ومنتشر میکند. سپس مجموعه ی شعر «گونههای آتشین» را در 1921 منتشر میکند و بعد همچنان با تشویق ژان کوکتو، رمان «دیو در تن» را مینویسد که در 1923 با عنوان تبلیغاتی «اولین اثر یک رماننویس هفده ساله» منتشر میشود. ریمون رادیگه در همین سال کار نگارش دومین و آخرین رمانش با عنوان «ضیافت کنت اورژل» را به پایان میبرد. سپس ناگهان دچار تب حصبه میشود و در 21 دسامبر میمیرد.
ژان تودرانی ژان تودرانی شاعر فرانسوی و مترجم آثار ایتالیایی و اسپانیایی بود. 19 سپتامبر 1922 در مارسی به دنیا آمد و آثارش را از سال 1948 منتشر میکرد. از او بیستوچهار اثر منتشر شده که همه به نام خودش نیستند. او در طول بیست سال به طور مرتب با نام «آلن آنسو» و سپس «هنری پونسو» مینوشت. ژان تودرانی در چهارشنبه شب 14 ژوئیه 2006 از دنیا رفت.
سوفيا پارنو (2) سوفيا پارنو، تنها شاعر همجنسباز روسی بود که در ميانهی سالهای ۱۸۵۵ تا ۱۹۳۳ زندگی میکرد. پدر فيزيکدانش در ششسالگی او درگذشت. سوفيا از همان شش سالگی مینوشت.
آشنايی با مارينا تسوتايوا تاثير فراوانی بر مسير شعرش بهجای نهاد. آثارش چه پيش از انقلاب اکتبر و چه پس از آن در تيغ سانسور دولتمردان گرفتار بود. سوفيا در ۱۹۳۳ در اثر حملهی قلبی از دنيا رفت.
شارل بودلر (3) شارل بودلر (Charles Baudelaire) در ۹ آوریل ۱۸۲۱ در پاریس به دنیا آمد و در ۳۱ اوت ۱۸۶۷ درگذشت. بهترین دوستان پدرش هنرمند بودند و به همین دلیل علاقه به هنر ار کودکی در او شکل گرفت اما در ۶ سالگی پدرش را از دست داد. یکسال بعد از مرگ پدر، مادرش با سروانی به نام ژاک اوپیک ازدواج کرد. شارل همواره از این پیوند ناخشنود بود. در ۱۱ سالگی مجبور شد همراه خانواده به لیون مهاجرت کند. در مدرسه شبانه روزی با همکلاسیهایش سازگار نبود و دچار کشمکشهای زیادی با آنها میشد. تا اینکه در آوریل ۱۸۳۹ سالی که میبایست دانش آموخته شود، از مدرسه اخراج شد. در ۲۱ سالگی میراث پدر را به ارمغان برد، اما او با بی پروایی این میراث را به نابودی کشاند. شارل در ۲۱ سالگی ازدواج کرد. او علاوه بر شعر به کار نقد روی آورد و از مطرح ترین ادیبان مکتب سمبولیسم بود.
کاتیا کاپوویج (4) کاتيا کاپويچ در کيشينف زادهشد. از شوروی کمونيست در سال ۱۹۹۰ مهاجرت کرد. حالا در کمبريج کار میکند و زندگی میکند.کاتيا مدتی در کالج بوستون ادبيات روسی تدريس میکرد و به هر دو زبان روسی و انگليسی شعر مینويسد.
کارلوتا کولفیلد (2) کارلوتا کولفیلد شاعر کوبایی به دو زبان انگلیسی و اسپانیایی در مجلات ادبی معتبر اشعار خود را منتشر کرده است و چندین کتاب شعر به زبان اسپانیائی بهطبع رسانده است که بسیاریشان به انگلیسی نیز ترجمه شدهاند. وی مرتبا ً به سرتاسر دنیا سفر میکند (از ایرلند تا آمریکا) و در زندگینامهی خودنوشتاش خود را همچون مسافری میداند که همواره در میانهی راه است؛ بیکه قصد بازگشتی به سرآغاز عزیمتاش را داشته باشد یا مقصدی مشخص پیش روی خود ببیند، در گذرندگیای بیپایان چون شخصیت رمان تریستایم شندی اثر استرن.
در مقدمهی کتاب شعری از وی تحت عنوان «خیابان ٣٤ام» همچون شاعری معرفی شده است که توأمان هم در غربت است و هم در موطن خود، همزمان در وصل و فصل را در اشعارش مینمایاند. منتقدان تازگی، بیواسطگی، سرخوشی و کنایهآمیزی را از مؤلفههای اصلی اشعار وی برشمردهاند.
آثار وی عموما ً بحثانگیز و نظرگیرند و نقدهای پرشماری نیز بر آنها نوشته شده است. برای نمونه، در مجموعه شعری تحت عنوان «بر دروازههای کاغذی با اشتیاقی سوزان» (At The Paper Gates with Burning Desire) در شعر خود از متنهایی استفاده میکند که در آثار زنان تاریخی برجسته آمدهاند و از جایجای تاریخ و ادبیات برگرفته شدهاند؛ برای مثال، آثار روزا لوگزانبورگ، ایزادورا دانکن و سافو.
به قول یکی از منتقدان این کتاب، او با این شگرد ارجاعات متعدد چندفرهنگی به صدایی دوگانه دست پیدا میکند. از سویی صدایی زنانه، ضمیمی و اعترافکار را به دست میدهد و از دیگر سو صدایی ژرفنگر، جهانوطن و اندیشمندانه.
کلارا خانس (16) خانم كلارا خانس در ششم نوامبر ۱۹۴۰ در بارسلون اسپانیا زاده شد. در دانشگاه بارسلون ادبیات و تاریخ آموخت و به سال ۱۹۷۰ در دانشگاه پامپلونا در هنر مرتبهى اجتهاد یافت. مطالعاتاش را در آكسفورد و كمبریج (انگلستان) و تور و گرهنوبل (فرانسه) و پروجا (ایتالیا) پى گرفت. در ۱۹۷۲ با زندهگىنامهى فدریكو پومپوى موسیقیدان كه دو سال پیش از آن نوشته بود جایزهى شهر بارسلونا را به نصیب برد. از ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ در پاریس همچنان كه مشغول فراگرفتن زبان چك بود در مقولهى ادبیات تطبیقى رسالهیى در باب سیرلوت شاعر اسپانیایى و سوررآلیسم نوشت. در ۱۹۷۸ اشعار ولادیمیر هولان شاعر چك را به اسپانیایى ترجمه كرد. در ۱۹۸۳ با مجموعهى اشعار خود «زیستن» بار دیگر به جایزهى شهر بارسلونا دست یافت. وى تا این زمان در سراسر اسپانیا به ایراد سخنرانى و برگزارى ِ جلسات شعرخوانى پرداخته بود. از ۱۹۸۴ در فستیوالهاى بینالمللى ِ شعر شهرهاى لىیژ (بلژیك)، روتردام (هلند)، استروگا و سارایهوو (یوگسلاوى)، میلان (ایتالیا)، پاریس، اسیلح (مراكش)، صنعا (یمن) شعرخوانى كرده بود. شعرهاى كلارا خانس به انگلیسى و فرانسه و ایتالیایى و چك و مجار و یونانى و صرب و كروات و مقدونى و تركى و عربى ترجمه شده است.
-- به نقل از همچون کوچهای بیانتها، احمد شاملو، انتشارات نگاه
کنت رکسروث (5) کنت رکسروث شاعر معاصر امريکايی در سال ۱۹۰۵ در اينديانا بدنيا آمد. نه ساله بود که مادرش را از دست داد. او نخستين شاعر آمريکايياست که تخصصا و در حد وسيعی به شعر ژاپن پرداخت. شعر او از دو جريان جاز و هايکو تاثير پذيرفتهاست. يکی از جالبترين چيزهايی که من دربارهاش شنيدهام اين است که يکسال همهی انسيکلوپدی بريتانيکا را مثل يک رمان خواند. رکسروث پس از انتشار کتاب عاشقانههای ماريچيکو ادعا کردهبود اينها شعر يک شاعرهی کهن ژاپنیاست، بعدها فاش شد که خودش تنها شاعر اين مجموعه بودهاست.
کوازيمودو (1) سالواتوره کوازیمودو در تاریخ ٢٠ آگوست ١٩٠١ درایتالیا متولد شد. در ١٩٥٩ جایزهی نوبل ادبیات را دریافت کرد. در ١٩٦٨ بر اثر خونریزی مغزی در گذشت و در میلان به خاک سپرده شد.
کیم آدونوزیو (4) کيم آدونوزيو در سال ۱۹۵۴ در واشينگتن زادهشد. در دانشگاه سان فرانسيسکو درس خواند از او چهار کتاب شعر به چاپ رسیدهاست که نام و شعرش را بر سر زبانها انداختهاست.
گارسیا لورکا (38) فدريکو گارسيا لورکا درخشانترين چهره شعر اسپانيا و در همان حال يکی از نامدارترين شاعران جهان است. شهرتی که نه تنها از شعر پر مايه او که از زندگی پرشور و مرگ جنايتبارش نيز به همان اندازه آب می خورد. به سال 1899 در فونته کا واکه روس - دشت حاصلخيز غرناطه - در چند کيلومتری شمال شرقی گرانادا به جهان آمد. در خانواده ای که پدر روستايی مرفهی بود و مادر زنی متشخص و درس خوانده. تا چهار سالگی رنجور و بيمار بود، نمی توانست راه برود و به بازيهای کودکانه رغبتی نشان نمی داد. اما به شنيدن افسانه ها و قصه هايی که خدمتکاران و روستاييان می گفتند و ترانه هايی که کوليان می خواندند شوقی عجيب داشت...
عشق آتشين لورکا به هنر نمايش هرگر در او کاستی نپذيرفت و همين عشق سرشار بود که او را علی رغم عمر بسيار کوتاهش به خلق ناميشنامه های جاويدانی چون عروسی خون، يرما و خانه برناردا آلبا و زن پتياره رهنمون شد. بدين سان نخستين آموزگاران لورکا مادرش بود که خواندن و نوشتن بدو آموخت و نيز با موسيقی آشنايش کرد، و مزرعه خانوادگی او بود که در آن سنتهای کهن آندلس را شناخت و با ترانه های خيال انگيز کوليان چنان انس گرفت که برای سراسر عمر کليد قلعه جادويی شعر را در دستهای معجزه گر او نهاد. لورکا سالهای فراوانی در دارلعلم گرانادا و مادريد به تحصيل اشتغال داشت اما رشته خاصی را در هيچيک از اين دو به پايان نبرد و در عوض فرهنگ و ادب اسپانيايی را به خوبی آموخت.
از او شاعری بار آورد که آگاهی عميقش از فرهنگ عاميانه اسپانيايی حيرت انگيز است و تمام اسپانيا در خونش می تپد. هنگامی که رژيم جمهوری مطلوب لورکا در اسپانيا مستقر شد او که هميشه بر آن بود که تياتر را به ميان مردم ببرد اقدام به ايجاد گروه نمايشی سياری از دانشجويان کرد که نام لابارکا را بر خود نهاد. اين گروه مدام از شهری به شهری و از روستايی به روستايی در حرکت بود و نمايشنامه های فراوانی را بر صحنه آورد.
در پنج ساه آخر عمر خويش لورکا کمتر به سرودن شعری مستقل پرداخت. می توان گفت مهمترين شعر پيش از مرگ او و شاهکار تمامی دوران سرايندگيش مرثيه عجيبی است که در مرگ دوست گاوبازش ايگناسيو سانچز مخياس نوشته و از لحاظ برداشتها و بينش خاص او از مرگ و زندگی، با تراژدی هايی که سالهای اخر عمر خود را يکسره وقف نوشتن و سرودن آنها کرده بود در يک خط قرار می گيرد. يعنی سخن از سرنوشت ستمگر و گريزناپذيری به ميان می آورد که قاطعانه در ساعت پنج عصر لحظه احتضار و مرگ ايگناسيو را اعلام می کند.
لورکا هرگز يک شاعر سياسی نبود اما نحوه برخوردش با تضادها و تعارضات درونی جامعه اسپانيا به گونه ای بود که وجود او را برای فاشيستهای هواخواه فرانکو تحمل ناپذير می کرد. و بی گمان چنين بود که در نخستين روزهای جنگ داخلی اسپانيا - در نيمه شب 19 اوت 1936 - به دست گروهی از اوباش فالانژ گرفتار شد و در تپه های شرقی گرانادا در فاصله کوتاهی از مزرعه زادگاهش به فجيعترين صورتی تير باران شد بی آنکه هرگز جسدش به دست آيد يا گورش شناخته شود.
لورکا اکنون جزيی از خاک اسپانياست.
لنگستن هیوز (55) لنگستون هیوز نامیترین شاعر سیاهپوست آمریکاییست با اعتباری جهانی. به سال ۱۹۰۲ در چاپلین (ایالت میسوری) به دنیا آمد و به سال ۱۹۶۷ در هارلم (محلهی سیاهپوستان نیویورک) به خاطره پیوست. در شرح حال خود نوشته است:
« تا دوازده سالهگی نزد مادربزرگم بودم زیرا مادر و پدرم یکدیگر را ترک گفته بودند. پس از مرگ مادربزرگ با مادرم به ایلینویز رفتم و در دبیرستانی به تحصیل پرداختم. در ۱۹۲۱ یک سالی به دانشگاه کلمبیا رفتم و از آن پس در نیویورک و حوالی ِ آن برای گذران ِ زندهگی به کارهای مختلف پرداختم و سرانجام در سفرهای دراز خود از اقیانوس اطلس به آفریقا و هلند جاشوی کشتیها شدم. چندی در یکی از باشگاههای شبانهی پاریس آشپزی کردم و پس از بازگشت به آمریکا در واردمن پارک هتل پیشخدمت شدم. در همین هتل بود که ویچل لینشری، شاعر بزرگ آمریکایی، با خواندن سه شعر من ــ که کنار بشقاب غذایش گذاشته بودم ــ چنان به هیجان آمد که مرا در سالن نمایش کوچک هتل به تماشاگران معرفی کرد».
نوزده ساله بود که نخستین شعرش در مجلهی بحران به چاپ رسید. شعری کوتاه به نام سیاه از رودخانهها سخن میگوید و متاءثر از شیوهی کارل ــ شاعر بزرگ سفیدپوست هموطنش ــ که در آنCarl Sandburgسندبرگ با لحنی سخت عاطفی به بیان احساس گذشتهی دیرینهسال ِ سیاهان پرداخته است. زمینهی اصلی ِ آثار هیوز دانستهگی ِ نژادی است و اشعار و نوشتههایش بیشتر از هارلم، مناطق جنوب، تبعیضات نژادی، احساس غربت و در همان حال از غرور و نخوت سیاهان سخن میگوید; اما اصیلترین کوشش وی از میان بردن تعمیمهای نادرست و برداشتهای قالبی ِ مربوط به سیاهان بود که نخست از سفیدپوستان نشاءت میگرفت و آنگاه بر زبان سیاهپوستان جاری میشد.
یکی از مهمترین شگردهای شعری ِ هیوز به کار گرفتن وزن و آهنگ موسیقی «آمریکایی ــ آفریقایی» است. در بسیاری از اشعارش آهنگ جاز ملایم، جاز تند، جاز ناب و بوگی ووگی احساس میشود. در بعض آنها نیز چند شگرد را درهم آمیخته آوازهای خیابانی و جاز و پارهیی از مکالمات روزمرهی مردم را یکجا به کار گرفته است. از نه سالهگی ــ که نخستین بار جاز ملایم را شنید ــ به ایجاد پیوند میان شعر و موسیقی علاقهمند شد. نخستین دفتر شعرش ــ جاز ملایم خسته که به سال ۱۹۲۵ نشر یافت ــ سرشار از این کوشش است. مایهی اصلی این اشعار ترکیبی است نامتجانس از وزن و آهنگ، گرمی و هیجان، زهر خند و اشک. وی در این اشعار کوشیده است با کلمات همان حالاتی را بیان کند که خوانندهگان جاز ِ ملایم با نوای موسیقی، ایما و اشاره، و حرکات صورت بیان میکنند; اما جاز ناب، به دلیل آهنگینتر بودن و داشتن امکانات موسیقایی ِ گستردهتر برایش جاذبهیی بیش از جاز ملایم داشت.
زندهگی ِ ادبی ِ هیوز سخت بارور بود. نخست به شعر روی آورد و پس از آن به نوشتن داستان و قصه و نمایشنامه پرداخت. مقالات ادبی و اجتماعی ِ بسیار نوشت. متنهایی برای اُپرا و نمایشهای برادوی و بازیهای رادیویی و تلویزیونی تهیه کرد و چندین کتاب برای کودکان نگاشت. دستمایهی تمامی ِ این آثار تجزیه و تحلیل و بیان و تشریح حالات و جنبههای گوناگون زندهگی ِ سیاهان است; و در پروردن این دستمایه از پیش پا افتادهترین نیش و کنایههای توده تا تغزل ناب را به کار گرفته. یک جا:
فرزند تواَم من، ای سفیدپوست!
و در شعری دیگر:
گریهی جانم را نمیشنوی
چرا که دهانم به خنده گشوده است.
انتقاد شدید او از برداشتهای قالبی ِ سفیدپوستان از وضع و حالات سیاهان در یکی از اشعار مشهورش به نام موضوع انشاء درس انگلیسی «ب» با درخشش بیشتری منعکس است. در این شعر، دانشجوی سیاهی که استاد سفیدش از او خواسته است چیزهایی دربارهی خودش بنویسد به تفاوت میان واقعیت زندهگانی ِ سیاهان و برداشت ذهنی ِ نادرست ِ استاد میاندیشد و همان را بر کاغذ میآورد. یا به عنوان نمونهیی دیگر در ترانهی صابخونه به طرح ماهیت زندهگی ِ سیاهان در محلات فقیرنشین شهرهای بزرگ و رفتاری که با آنان میشود میپردازد. شعر اخیر چند سال پیش در شهر بُستُن جنجالی به راه انداخت زیرا دستگاه آموزشی ِ شهر یکی از برجستهترین دبیران ــ جاناتان کوزول۲ ــ را به جرم این که در یکی از دبیرستانهای محلهی سیاهان این شعر را جزء مطالب درسی ِ دانشآموزان منظور کرده بود از خدمت اخراج کرد!
لنگستن هیوز سراسر زندهگی ِ پُربارش را وقف خدمت به سیاهان و بیان زیر و بم زندهگی ِ آنان کرد، پیوسته به تربیت و شناساندن شاعران و نویسندهگان جامعهی سیاهپوستان کوشید، از برجستهترین و صاحب نفوذترین رهبران فرهنگ سیاهان در آمریکا به شمار آمد، در رنسانس هارلم نقش اساسی را ایفا کرد و به حق ملکالشعرای هارلم خوانده شد هرچند بسیارند کسانی که او را ملکالشعرای سیاهان میشناسند.
- رامین شهروند
لوچیا استرادا (1) لوچيا استرادا امسال بيست و هشت ساله میشود . شاعر جوانی از کلمبيا که خوش درخشيدهاست. تا امروز سه مجموعهی شعر از او به چاپ رسيده و منتقدان کلمبيايي به او اميد فراوان بستهاند...
مارک استراند (6) مارک استراند در سال ۱۹۳۴ در کانادا به دنيا آمد. نقاشی خواند ولی شاعری کرد. شعر او را آميزهای از کيفيت رويای نرودا و کابوس تراکل میدانند.
مانوئل فورکانو (2) مانوئل استاد دانشگاه بارسلونا، دمشق و حیفا در حیطهی اساطیر، فیلولوژی و زبان و فرهنگ سامیاست. شعرش با زبانی ساده، زندگی روزمرهی اساطیررا افشا میکند. جوایز اروپایی بسیاری به شعرش رسیدهاست. شعر عرب، يهود، اسپانیولی و کاتالان، انگلیسی و فرانسوی را خوب میشناسد. کتابهای شعرش «همچون یک ایرانی» و «سفری به بغداد» سخت به جهان ما نزدیک است.
مرزانا کيلار (1) مرزانا کيلار از بهترين شاعران زن جوان لهستان است، متولد ۱۹۶۳ . شعرش تا به امروز به بيش از شانزده زبان ترجمه شدهاست.
از او سه کتاب شعر به چاپ رسيدهاست. منتقدان او را سافوی لهستان میخوانند. مرزانا اينک مدرس فلسفهاست.
می نويسد: وقتی به شعر میانديشم، گويی چهره به چهرهی هرچه نام نمیپذيرد، ايستادهام. شاعری تلاشی است تا خود را سرانجام در خانوادهای در آورم از همه آنچيزها که زخمام میزنند. میکوشم تا در اين ميانه، نامی برای خويش بيابم.
ناتالی هندل (7) ناتالی هندل، نويسنده، شاعر، نمايشنامه نويس و فعال فرهنگی ادبی فلسطينیاست. در اروپا، امريکای شمالی و جنوبی و جهان عرب زندگی میکند. تحصيلاتش را در رشته انگليسی و هنرهای دراماتيک در دانشگاه لندن به پايان برد. مدرک تکميلی خود را در نوشتن خلاق ادبی از کالج بينينگتون گرفت. هميچنين مدارکی در رشتهی ارتباطات بين المللی بدست آورد.
او مستقلا نزد نويسندههای سرشناسی چون ادوارد آلنن بيکر، آرتور گيبون، اول سوينکا، درک والکوت، لوسيل کليفتون و هوارد نورمان نمايشنامه نويسی، شعر و قصهنويسی آموخت.
ناتالی اينک در دانشگاه کلمبيا تدريس میکند. آثارش در مجلات و آنتولوژیهای فراوان در جهان غرب و جهان عرب به چاپ رسیدهاست و کتاب «شعر زنان عرب، يک آنتولوژی امروزی» او مورد تحسين محافل ادبی دنيا بودهاست.
نیکیتا استانسکو (16) «چنان غمگینام،
که در من هزار سگ بهدنیا نیامده
به هزار کودک بهدنیا نیامده پارس میکنند»
نیکیتا استانسکو، شاعر و نویسندهی رومانیایی در ماه مارس سال 1933 به دنیا آمد. مادرش روسی بود و پدرش دهقانی رومانیایی. در دانشگاه بخارست زبانشناسی خواند در سال 1957 تحصیلاتش را به پایان برد و در مجلهی تریبونا آغاز به کار کرد.
در سال 1952 ازدواج کرد و بعد از یکسال از همسرش جدا شد و در سال 1962 دوباره ازدواج کرد و این ازدواج هم با شکست روبرو شد و درسال 1982 دوماه پیش از مرگش برای سومینبار ازدواج کرد.
در مدت حیاتش جوایز فراوانی را دریافت کرد: در سال 1975 جایزهی مهم هردر را گرفت، کاندیدای نوبل ادبیات نیز بود. نیکیتا استانسکو را پدر شعر دههی شصت و یکی از مهمترین شاخصههای شعر پس از جنگ اروپا میدانند. او ازمهمترین پایهگذاران شعر پستمدرن اروپایی محسوب میشود.
می نویسد : «تنها چیزهایی که سرانجام با خود میبریم، احساساتمان هستند. عشقهایمان، نفرتها و مصائبمان. از خودم میپرسم، در پایان زندگیام چه چیزی از من باقی خواهد ماند؟ گمان میکنم، میتوانیم قدری از احساساتمان، اندکی از تنفرمان و چیزی از شورمان را و بهخصوص عشقمان را از خود بهجا بگذاریم.»
زندگی کوتاه استانسکو در شرایط دشوار دیکتاتوری کمونیستی از او چهرهای چون فدریکو گارسیا لورکا خلق کردهاست. استانسکو از معدود شاعرانی است که هم در میان خوانندگان عادی، محبوب است و هم بین منتقدان و خوانندگان تخصصی شعر.
ولادیمیر هولان (14) ولادیمیر هولان در سال ۱۹۰۵ در پراگ زادهشد. اولین کتاب شعرش در سال ۱۹۲۶ منتشر شد. در ۱۹۳۳ ویراستار مجلهی هنری «زندگی» شد و پس از ۱۹۴۸ و با قدرتگرفتن نظام کمونیستی چکسلواکی تا ۱۹۶۳ از او هیچکتابی منتشر نشد. عنوان «فرمالیست» همان اتهامی بود که پس از سالهای ۱۹۲۴ در روسیه، به نویسندگان دگراندیش عطا میشد و آنها را خائن به تاریخ و برج عاج نشین معرفی میکرد. در کشورهای بلوک شرق، این اتهام از روسیه به وام گرفته شد. هولان در این ایام به تبعید خودخواستهای رفت و در جزیرهی کامپا ساکن شد. در این خلوت، بهترین شعرهای هولان زاده شدند، شعری تلخ و ژرف با درونمایهای از تشویش، نومیدی و بازتاب جور زمانه و هراس اجتماعی. در سال ۱۹۶۳ جهت بادها عوض شد و سه مجموعهی شعر از هولان اجازهی انتشار یافت. در سال ۱۹۶۴ شعر بلند «شبی با هملت» را منتشر کرد که یکی از شاهکارهای شعر این قرن به حساب میآید. هولان سالهای سرودن «شبی با هملت» را بیرحمترین سالهای زندگیاش میداند. مینویسد: «در تنهایی گزندهی آنروزها مثل زمینی بودم برای گرفتن و گذراندن تمام وحشت آن ایام.» یارسلاو سیفرت دوست هولان که جهان انگلیسیزبان او را به خاطر جایزهی نوبلاش بیشتر میشناسد، هولان را «بهترین شاعر از میان همهی ما » قلمداد میکند. از هولان بیش از بیست کتاب شعر به چاپ رسید. از او علاوه بر شعر، کتابهایی در ترجمهی شعر جهان، مجموعههای مقالات، روزنوشتهها و ... به جا ماندهاست. ولادیمیر هولان در سال ۱۹۸۰ از دنیا رفت..
ویتسلاو نزوال (9) ویتسلاو نزوال پدر جریان سوررئالیسم شعر چک است. نزوال در سال ۱۹۰۰ به دنیا آمد و در سال ۱۹۵۸ درگذشت. مجموعهی «پراگ با انگشتهای باران» را مهمترین مجموعهی دورهی سورئالیسم شعر نزوال میدانند.
مسیری که نزوال در جریان سورئالیسم طیمیکرد کاملا با مسیر شاخهی فرانسوی این مکتب متفاوت بود. شعر نزوال چندان اتوماتیک نیست، استادی او در تکنیکها کمنظیر است. استفاده از تکرار به او امکانی میدهد تا شعری ریتمیک خلق کند.
آشنایی من با شعر نزوال به هفت سال قبل بر میگردد که کتابی را دربارهی شاعران پراگ میخواندم تا ریشههای شعر ولادیمیر هولان را دریابم. بعدها آشنایی من با پترا واگنرووا میزان علاقه و توجه مردم چک را به شعر نزوال به من نشان داد. نزوال، پراگ را خوب میشناخت و پراگ در شعر نزوال به استعارهای بدل میشود که همهی عناصر شعر حول آن وحدت میگیرند. برشهای متعدد، سکانسهای کوتاه، استفاده از ادات تشبیه همچون نخی که صحنههای بسیار را به هم میپیوندد، شعر نزوال را به سینما نزدیک میکند.
ويليام باتلر (1) ویلیام باتلر ییتس متولد 13 ژوئن 1865 است. او یکی از بزرگترین شاعران و نمایشنامهنویسان ایرلندی است که علاقه اش به علوم غریبه، ادبیات سنتی سلتی و ادبیات وحشت، باعث شهرت او و در نهایت دریافت جایزه ادبی نوبل شد. در 28 ژانویه 1939 درگذشت.
هالینا پوشویاتوسکا (22) هالينا پوشوياتوسکا (۱۹۳۵-۱۹۶۷) پديدهی غريبی بود: هم شاعری شگفت و هم زنی متفاوت . در لهستان شعرهايش بس محبوب است. او هر نشانهی شرم را رها میکند و در آستانهی شدت و درد تماسش با معجزهي تن می ايستد. در آستانهی درد و حضور تنی که فانیاست که تن اوست.
هالينا فلسفه خواند. تز دکترايش را درباب مبانی اخلاق در فعاليتهای مارتين لوتر کينگ نوشت. و در سی و دو سالگی بر اثر بيماری قلبی درگذشت. دکترها توصيه کرده بودند که از هرگونه هيجان و سفر بپرهيزد ولی اگر به حضور توامان عشق و مرگ در شعر او نگاه کنيم، درمییابيم که او نمی توانست به قول و قرارش با پزشکان وفادار باشد.
یوهانس بوبروفسکی (5) يوهانس بوبروسکی، نويسندهی آلمانی در سال ۱۹۱۷ بهدنيا آمد. در سال ۱۹۴۵ زندانی روسها بود و بيشتر سالهای ميانسالیاش را در برلين گذراند و با شغل ويراستاری امرار معاش میکرد. از او چهار کتاب شعر به چاپ رسيد، دو رمان و دو مجموعهی داستانهای کوتاه. البته بعضی از آنها پس از مرگش انتشار يافتند. او در سال ۱۹۶۵ درگذشت که همان سال برندهی جايزهی هانريشمان شده بود. من با شاعرانی گفتگو کردهام که نقش او را در شعر قرن بيستم کم از نقش و جايگاه جويس در قصهنويسی نمیدانستند.