من پسر مردی عرب
و زنی یهودیام.
در روزگاری دور
چنین پدرانی چنین فرزندانی میآفریدند
شاید روزی دوباره
آمیزشی اینگونه پدیدار شود
شرط در آمیختنی چنین
پیکاریست سرسپرده
چه برای زن و چه مرد
آری
شهریاران نسل من
با شنیدن صدای زیبارویی از اتاق کناری
از فرط تمنا مدهوش می شدند
از صدای چهرهای که هرگز ندیده بودند؛
و زنان دودمانم
وقتی داماد پوشش زیبنده را از صورتشان پس میزد
از آتش نگاه مرد
سرگشته میشدند
و مرد، پاسخ زن را
در نگاه هراسناکش میخواند
هرگز نشد که چنین مردان
آنچه را که باید،
ببینند.

پسر مردی عرب:
دیوان در ستایش شهریار امگیون |
گونار اکلوف
اثری از : مهشید بیورمن شریفیان گونار اکلوف
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry


