ترانهی کوتاه، ترانهی کوتاه،
بسیار، بسیار،
عین ستارگانِ آسمان
عین شنهای ساحل
عین علفهای …
ترانهی کوتاه، ترانهی کوتاه،
بسیار، بسیار،
عین ستارگانِ آسمان
عین شنهای ساحل
عین علفهای …
ترازوی ماه
که به شمال اشاره میکند
(رنگی).…
ترانهی من
بخوان،
پیش از آنکه خوانده شوی!
موهبت و شور ببخش
به آنکه …
بالای دریای کوبا
انبوه گلهای اخرایی گریه میکنند.
بالای جزیرهی گمشده
هوای زرد میلرزد.…
بگشا خود را،
جُلجُلان روز.
ببند خود را،
جُلجُلانِ شب.…
ماه که برمیخیزد
ناقوسها ناپدید میشوند
و ردپاهای نفوذناپذیر
پدیدار میگردند.
ماه که برمیخیرد…
ادامهی مطلبظلمت دریا
که در آن سکنی میکنم،
ظلمت، مه،
دریا
و دلشورهای در این …
بر درگاهت صدایت کردم. نبودی.
تیغ سفر شرحه شرحهات کرد.
چهکسی برمیگردد وقتی تو …
زیباییِ زن
ویران میکند عشقام را
چرا که با ویران کردن وهم
حقیقت را …
تابستان،
پشه درمان میکند
تب یونجهام را
با طب سوزنی.…
یار جوان من،
سرانجام صعود کردهایم از این صخرهها
تا خیره شویم به دریای …
هیچکس نمیشناسدم من شب را میگویم
هیچکس نمیشناسدم من تنام را میگویم
هیچکس نمیشناسدم …
کسی نزدیک نمیشود.
اتاق مجروح است.
به گلی میماند،
به دهانی
که به خاموشیاش …