وقت خداحافظی ست ، بشقاب هایمان خالی ست به جز از دستمال های چربمان.…
ادامهی مطلب«سانسور به مردم میگوید نباید استیک بخورید چون نوزادتان نمیتواند آن را بجود».
سانسور …
ادامهی مطلبگفته بودم که قرار است به ترجمههای دیگران هم بپردازم، مادام که خود را …
ادامهی مطلب■ گذشته از تجربههای شخصی ذن بویسم، گینزبرگ از تکنیکهای هایکو در شعر استفاده …
ادامهی مطلبشیر سیاه سپیدهدمان را به وقت غروب مینوشیم
صبحها مینوشیم ظهرها مینوشیم شبها مینوشیم…
چشمهای که پاسخ پرسشهای ما را میدهد
هنوز هم هست
اما اگر بخواهی ناراستی …
خانهی ما در محلهای بود
که کوچههايش هر يک
با نام گلی زينت داده …
خوردهایم
نوشیدهایم
با شگفتی به تماشای ستارهها نشستهایم
چند نفری را دوست داشتهایم
کمی …
شب که فرامیرسد
در راهپله میایستم و گوش میدهم،
ازدحام ستارههاست در باغچه،
و …
زمانی به تو نزدیک بودم.
آرام میروییدم در رگ و پیات.
پلکهایم را میگذاشتم…