اگر بتوانم قلبی را از شکستن باز دارم
بیهوده نزیستهام
اگر بتوانم دردی را…
ادامهی مطلب
کوچ شبانه
حالاست که باز میشود دید
توتهای سرخ را در خاکستری کوهستان
و کوچ شبانهی …
رقص
چهل و هشتم: که میتواند
والت ویتمن: پادکست
فضا و زمان! حالا میبینم که حقیقت دارد آنچه گمان میبردم
آنچه گمان میبردم …
شعرهایی از لورکا
بزرگراهى به خواب ديدم…
بزرگراهى به خواب ديدم
كه تنها تو از آن مىگذشتى
پرندهى سپيد از شبنم…
چهل و پنجم: چمدانی برایِ بازگشت
گورستان، قطعۀ گورهای کوچک.
ما، سالخوردگان، در خفا می گذریم،
مثلِ پولدارها که از …
خداحافظ، گودو!
ایدهآ ویلارینیو: ده شعر
صبحانه
قهوهرو ريخ تو فنجون
شيرو ريخ رو قهوه
قندو انداخ تو شيرقهوه
با قاشق …
سی و هفتم: لحظهی احترام
از پدربزرگم دو چیز را به یاد دارم
شلوار نخنما و اینکه چگونه هر …
سی و سوم: تغییراتی در متنی نوشتهی سزار وایهخو، زیر بارانی تند در پاریس خواهم مرد
در میامی، زیر آفتاب خواهم مرد،
روزی که خورشید سوزان باشد،
روزی شبیه روزهایی …
نگاهی به شعر امیلی دیکنسون
امیلی دیکنسون که در زمان حیات خود شاعرشناخته شدهای نبود و اشعارش تازه بعد …
ادامهی مطلبسی و ششم: امید
«امید»، چیزی است پردار-
که بر سر روح مینشیند-
و نغمهای بیکلام میخواند-
و …
سی و پنجم: جن زنبوری
اگر در پاییز می آمدی،
تابستان را جارو می کردم
با نیمی خنده، نیمی …
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry