عدالت | <br>ایو بونفوا

عدالت |
ایو بونفوا


اما تو، ای برهوت!
پرده‌های تاریکت را
فروتر بگستران.
سکوتت را، همچون سببی اساطیری،
در این دل جاری کن، تا از تپیدن بازنایستد.

پیش بیا. اینجا اندیشه از هم گسسته می‌شود
و این سرزمین زیبا راه به جایی ندارد.
قدم بر لبه‌ی این سپیده‌دم یخ‌زده بگذار،
که خورشیدی دشمن‌خو سهم تو کرده است.

و آواز سر ده. آواز خواندن،
دوبار گریستن است بر آنچه گریستی،
اگر یارای آن داری که از سر امتناعی بزرگ آواز بخوانی.
لبخند بزن و آواز بخوان. او نیازمند آن است که بمانی،
ای روشنای تاریک،
بر آب‌های آنچه روزگاری بود.

چهره‌ی مرده‌ات را در دستانم خواهم گرفت.
آن را در سرمایش خواهم خواباند.
با دستانم بر پیکر بی‌حرکتت،
تکفین بی‌ثمر مردگان را به جا خواهم آورد.

نارنج‌خانه اقامتگاه تو خواهد بود
بر خوانی گسترده در روشنایی نو،
دل خویش را به خواب خواهی برد.
چهره‌ات شعله خواهد کشید و از میان
شاخه‌ها زبانه‌ها خواهد زد.
دوو نام تو خواهد بود، دوردست، در میان سنگ‌ها؛
دووی ژرف و سیاه،
آب راکد رام‌نا‌شدنی، که هر کوشش در آن به تباهی
خواهد رفت.

 


دُووْ (Douve): نامِ شخصیت محوری مجموعه‌ی از حرکت و سکونِ دُووْ اثر ایو بونفوا. واژه‌یdouve در زبان فرانسوی به معنای «خندقِ پیرامونِ قلعه» است؛ بونفوا این اسم عام را به نامی خاص بدل می‌کند و آن را به یکی از مهم‌ترین چهره‌های جهان شعری خود تبدیل می‌سازد.

درباره‌ی هنگامه هویدا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.