شعرهایی برای آ

شعرهایی برای آ


پاریس

پرده، سپید، بالا می رود.

او دو قدم بر می دارد و بر می گردد.

پرده ها فرو می افتد.

نور در چشمانش سو سو می زند.

چراغ ها طلایی اند.

کمر بعد از ظهر می شکند در سکوت.

او در زندگی من می رقصد.

روز سپید  می سوزد.

1975

درباره‌ی کامیار محسنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.