سرم را میآسايم
بر اين سنگ؛
در زندانی
تو، رویاندازِ من؛
جويبارت،
لالايي شير خوارِگیام
كه از اسب میخواند و از رویانداز طلا
اينهمه را بدست آوردهام
اينهمه را ازدست دادهام
اينهمه از آن من است
تو را بر اسب میرانم
تا میعادگاهمان
تا آمدنت را
ديگربار بینم
در رویای خويش

سرم را میآسايم:
دیوان در ستایش شهریار امگیون |
گونار اکلوف
اثری از : مهشید بیورمن شریفیان گونار اکلوف
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry


