سرم را می‌آسايم: <br>دیوان در ستایش شهریار امگیون | <br>گونار اکلوف

سرم را می‌آسايم:
دیوان در ستایش شهریار امگیون |
گونار اکلوف


سرم را می‌آسايم
بر اين سنگ؛
در زندانی
تو، روی‌اندازِ من؛
جويبارت،
لالايي شير خوارِگی‌ام
كه از اسب می‌خواند و از روی‌انداز طلا
اين‌همه را بدست آورده‌ام
اين‌همه را ازدست داده‌ام
اين‌همه از آن من است
تو را بر اسب می‌رانم
تا میعادگاه‌مان
تا آمدنت را
ديگربار بینم
در رویای خويش

درباره‌ی مهشید شریفیان

مهشید شریفیان بیورمن، زاده‌ی شهر بوشهر است و رشد یافته‌ی دو شهر بوشهر وشیراز. در ایران، در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرده است و در سوئد در رشته‌ی علوم اطلاعات و کتابداری فارغ‌التحصیل شده است. اکنون در سوئد، در شهر استکهلم زندگی می‌کند و به کار کتابداری مشغول است. وی شاعر، داستان‌نویس و مترجم زبان‌های فارسی و سوئدی‌ست. از او آثاری در زمینه‌ی ادبیات کودک و نوجوان نیز به‌زودی منتشر خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.