اینجا افتادهام
در ملالی از گِل
نامهای آنان را به خط کُردی
با نجاست خود نوشتهام
که میداند چه خواهد شد تا بتواند آن را بفهمد؟
ما اما کوهها را داریم
در کوهها دست کسی به ما نمیرسد
کوههای سرشار از
عطر کاسیا* را
اما من
نه خدا و نه شیطان را میستایم
نه شیعه را و نه سنی را
نه بهشت و نه دوزخ را
من
از توام
تنها از تو
که مرا
در ظلمات شبها
با روشنی چشمانم نواختهای
بسان ماه
و در روز روشن چون خورشید
و همیشه چون خیر و شر
برای من
میان نور و نور
هیچ تفاوتی نیست
تو خود ناپیدا بودی
در آنچه که نورش مینامند
اما
نه در درون من
—
*kassia
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry



