دخترِ چهاردهسالهی دورَگه، پُر و پیمان
کاملاً گوشبهفرمان
کمخرج و کمغذا
فقط آب مینوشد!…
دخترِ چهاردهسالهی دورَگه، پُر و پیمان
کاملاً گوشبهفرمان
کمخرج و کمغذا
فقط آب مینوشد!…
آدمکُشِ باتجربه و قابلِاعتماد
با ضمانتِ دائم
با تعهدِ سوزاندنِ جسد
برگُزاریِ مجلسِ یادبود…
تمامِ اطلاعاتِ موردِ نیاز
برایِ ساختنِ بُمبِ اَتُمیِ کوچک
اَتُم، پلوتونیوم و پروتون: رایگان، …
کبد، کُلیّه، قَرنیه، قلب… مثلِ نو!
همچنین سایزِ کودک و نوجوان.
عُضوهایِ کهنه و …
نوشتن طرحِ تصویریست از ذهن.
و خواندن: چیدنِ واژههایِ نانوشته.
همهی نیّتِ نویسنده به …
تنها دندان روسپی پیری
که گمنام مرده بود
روکشی طلایی داشت.
مابقی
طبق قراری …
مرد:
اینجا این ردیف لگنهای فروریخته
این ردیف پستانهای متلاشی شده
تخت کنار تخت. …
دهان دختری که مدتها در نیزار افتاده بود
جویده شده به نظر میرسید.
وقتی …
یک رانندهی غرق شده
از شرکت آبجوسازی را
بر تخت گذاشتند.
کسی شاخه گل …
گوش کن، آخرین شب چنین خواهد بود،
شبی که هنوز میتوانی قدم بزنی:
سیگار …
بعدها دانستم
که جمعه-روزی بود
من بیرون آمدم
جیغ زنان، از تابوت خود،
از …
قتل عام
بخاطر یک مشت برنج،
میشنوم، برای هر کس در هر روز
مشتی …
برق می زند،
مثل بطری شکستهی آبجو زیر آفتاب
در ایستگاه اتوبوس در برابر …
فرسوده، با ردهای کوچکی بر چرم،
مستعمل، کتابفروشان آن را چنین میگویند،
پیر، اما …