وداع را هربار
که چهره به چهره درآمدیم
در تنیدن و آغوش انگار
حرف مشددی بود.
حرفی مشددیم
اگرچه در دو تن
اما چشمها
تنها یک تن را میبینند
چرا که نحیفاست من و نورش
و هیچکس مرا
بی نالههایم نتواند دید.

وداع را هربار
اثری از : ابن عربی محسن عمادی
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 

