بازگشت | خورخه لوییس بورخس

بازگشت | خورخه لوییس بورخس


پس از سال‌ها جلای وطن
به خانه‌ی کودکی‌ام، بازگشتم
محله‌ای که هنوز برایم غریب بود
درختان را به آرامی نوازش کردم
همان‌گونه که خفته‌ای را نوازش می‌کنی ،
از راه‌های قدیمی گذشتم
همان‌گونه که شعری فراموش شده را به یاد می‌آوری
و در گستره‌ی شب
هلال ماه نو را دیدم
که در دل تاریکی بالاترین برگ‌های نخل پناه گرفته بود
هم‌چون پرنده‌ای که در آشیانه‌اش.

چه انبوهی از آسمان میان دیوارهای حیاط خلوت جا می‌گیرد
چه غروب‌های حماسی‌ای به ژرفای خیابان هجوم می‌برد
و چه ماه نو شکننده‌ای مهربانی‌اش را در باغ می‌پاشد
پیش از آن‌که خانه مرا بازشناسد و دوباره با من یکی شود.

* این شعر از اولین کتاب چاپ شده ی بورخس ترجمه شده است. مجموعه شعری به نام بوینوس آیرس آتشین. این کتاب در سال ۱۹۲۳ به چاپ رسید. بورخس تا ۱۹۱۴ در آرژانتین زندگی کرد در خانه ی اجدادی مادری. در ۱۹۱۴ به همراه خانواده به ژنو رفت. پدرش به خاطر بیماری چشم باید عمل می شد. حانواده بورخس تا ۱۹۲۱ در اروپا ماند. یکی از دلایل ماندگارشان هم جنگ جهانی اول بود. گویا در زمان بازگشت به آرژانتین این شعر سروده شده است. به هر حال بورخس در زمان سرودن این شعر هنوز معروف نشده بود.

درباره‌ی مودب میرعلایی

مؤدب میرعلایی، شاعر و مترجم، متولد ۱۳۴۶ است. ادبیات فارسی و سپس فرهنگ و زبان‌های باستان خوانده است. در هلند تعلیم و تربیت خوانده و به عنوان مددکار اجتماعی مشغول به کار است. وی سال‌های بسیار است که آثار شاعران مدرن هلند و بلژیک را ترجمه می‌کند. از او کتابی با عنوان «اکفراسیس» در نشر چشمه منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.