توان یک بار پریدن
یعنی
هزینهای که باید
هر پرنده بپردازد
تا یکبار بپرد.…
توان یک بار پریدن
یعنی
هزینهای که باید
هر پرنده بپردازد
تا یکبار بپرد.…
کسی که دیگر نمیشود
دیگری میشود.…
گریستن
شیوهی ناتوان است
زندگی را و
زندگی
سلوک توانمند است
گریستن را.…
سکون،
قصد است.
میتوان مانع سفر شد،
ولی که میتواند
منتظر را
باز دارد …
زن سوخت،
عریان زیر لباسهای سوختهاش
بدون شرم، بدون یاس، بدون امید.
سوخت،
دهان …
بر دار مکن کسی را که پیشاپیش سر از تنش جدا کردهاند.
شلیک نکن …
راهیاست که هیچکس پیش از تو نپیمودهاست.
شاید از آن توست.
اگر تو پیدایش …
اندرسون دارد یک مهمانی لعنتی ترتیب میدهد.
اندرسون حتی نمیتواند راست بایستد
اندرسون واقعن …
از سکوت ایدهآل نساز
سخن طلاست.
در سکوت، موش و میکسوماتوز تکثیر میشود
به …
چیزی خشک میشود
میپژمرد
میچروکد.
برگهایش میریزند
چشمهایش
انگشتهایش.
اما ریشهاش
معلق است زیر …
ایکاش به جای تو بودم وقتی به من خیانت میکردی ایکاش به جای عاشقت …
ادامهی مطلبقطار به ایستگاه برمیگردد اما آنها که قرار بود دیدار کنند دیگر پیر شدهاند. …
ادامهی مطلبآنها درون دروازهاند
تصاویرِ بریده بریده
خاطرهای
چنان که عتیقهای،
نگاتیوی سیاه
جان گرفت …
بیدار شدم بر کسی که در دادگاه فریاد میکشید
بیدار شدم بر بوی گاز، …
چراغی نیستم که راهروهای تاریک را روشن میکند: راهروهای تاریکم من. پنجرهای نیستی که …
ادامهی مطلب