به خانه آمد. چیزی نگفت.
پیدا بود که اتفاق بدی برایش افتاده است.
لباسها را نکنده به تختخواب خزید.
سرش را زیر پتو پنهان و
زانوهایش را بغل کرد.
چهل سالی دارد، اما نه در این لحظه.
زنده است، اما مثل زمانی که در شکم مادرش بود،
زیر لایهای از پوست، در پناهگاهی تاریک.
فردا باید سخنرانی کند
دربارهٔ همایستایی، در مرکزهای فراکهکشانی.
حالا اما چمباتمه زده، خوابیده است.
* هم ایستایی: هماهنگی محیط داخلی بدن با تغییرات محیط اطراف است.
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry



