درخت سیب من
حالا سایه و پرنده دارد.
چه جهشیست
در رویای من از …
برجهای بلند.
رودهای بلند.
پریچهر،
حلقهی عروسی را بگیر
پدربزرگهایت برایت آوردهاند.
هزار دست …
نه دریا پرتقال دارد
نه سویل، عشق.
دخترک سبزه،
چه شعلهی آتشی!
چترت را …
میخوام از نقره باشم، مادر!
«سردت میشه خیلی
پسرم.»
میخوام از آب باشم، مادر!…
سکوت، چنان که پیش از آفرینش.
دود از سقفها بیرون میزند.
با نجوایی قناس…
برای سکونت در خانه نیست که خانه میسازیم
برای سکونت در عشق نیست که …