قالب وردپرس درنا توس
خانه | جاوید ثقفی

جاوید ثقفی

تسخیر ناپذیر | ویلیام ارنست هنلی

از پسِ پوششِ شب بسانِ سیاه‌چالی سراسری, سپاسگزارِ شاید خدایانِ‌ام به خاطرِ نهادِ تسخیر ناپذیرم در تنگاتنگِ رویدادها نهراسیده‌ام و شیون نکرده‌ام زیرِ تازیانه‌های زمانه سری خونین, اما ناخمیده دارم فراسوی این مکانِ اشک و رشک شبح وحشت سایه افکنده و به رغم بختِ بدِ دوران ها بی باک مانده‌ام چه باک که دروازه چنان باز و طومارِ کیفر چنان …

ادامه‌ی مطلب

برای تو

مال تو ام مثل هوای عصر تابستان آغشته به عطر غنچه‌های زیزفون مثل کوهِ درخشانی از برف در نور ماه بی تو من درختی بی‌برگم زخمی تندبادِ بی‌بهار عشق توست هوای هستی‌ام چیست جزیره بی‌دریا؟  

ادامه‌ی مطلب

کوچ شبانه

حالاست که باز می‌شود دید توت‌های سرخ را در خاکستری کوهستان و کوچ شبانه‌ی پرندگان را در سیاهی آسمان. غمگینم می‌کند این خیال: آنها که مرده‌اند، نمی‌بینند این چیزهای کوچک را که ما بسته‌ایم به یکایکشان. آنها غایبند. چطور آرام بگیرد روح؟ به خود می‌گویم شاید دیگر نیازی به این خوشی‌ها نباشد؛ شاید فقط نبودن، به سادگی کفایت کند هرچند، …

ادامه‌ی مطلب