لیلیت کامیار محسنین شعرها لیلیت، دومین خویشاوندمان از میان زنان، آفریده خدا از همان گِل که آدم را … ادامهی مطلب
به دوستانم کامیار محسنین شعرها دوستان عزیز، اینجا به معنای تام تر کلام می گویم دوستان: همسر، خواهر، همراهان، … ادامهی مطلب
میان دو تپه کامیار محسنین شعرها میان دو تپه شهری قدیمی پا بر جاست. خانه ها از دور نمایانند و … ادامهی مطلب
بیدارباش کامیار محسنین شعرها در شب های بیرحم، به رویا دیدن خو کرده بودیم رویاهای وحشیانه شلوغ که … ادامهی مطلب
دعای خیر کامیار محسنین شعرها پوست ترک بر می دارد مثل پوسته. هیچوقت آب به اندازه نبوده. تصور کن … ادامهی مطلب
بازمانده کامیار محسنین شعرها بار دیگر می بیند چهره های همراهانش را کبود در نخستین پرتوهای کم سو،… ادامهی مطلب
سیاه و سفید کامیار محسنین شعرها سیاهپوش اند همه مردم. در خروج از ایستگاه ها، در تقلای ورود به اتوبوس … ادامهی مطلب
کارت پستال هایی از خدا – 1 کامیار محسنین شعرها آری، حس یک ملاقاتی را دارم، یک جهانگرد در این دنیا که خود زمانی … ادامهی مطلب
کلمه درست کامیار محسنین شعرها بیرون در، در کمین در سایه ها، یک تروریست هست. این توصیف غلط است؟… ادامهی مطلب
این اتاق کامیار محسنین شعرها این اتاق فرو می پاشد از درونش، تَرَک می زند بر دیوارهای خودش در … ادامهی مطلب
آوازی که دوست داشتی کامیار محسنین شعرها آوازی که دوست داشتی را می خوانم، عمر من اگر بیایی و گوش کنی، … ادامهی مطلب
شب و شمع کامیار محسنین شعرها از بازیگوشی های گاه و بیگاه شب هایی که ستاره ای در آسمانش سو … ادامهی مطلب
دهان کامیار محسنین شعرها دهانی که در می کشد دهانم را. دهانی که در کشیده است مرا: دهانی … ادامهی مطلب
در خزان کامیار محسنین شعرها می دانم هستند کسانی که بپرسند: چرا او چون گذشته نمی خواند همان ترانه … ادامهی مطلب
میرایی کامیار محسنین شعرها درخت خوشبخت است که کمتر حساس است؛ سنگ خارا خوشبخت تر که هیچ چیز … ادامهی مطلب