در باران موسمی
در مسیر رودخانهای بینام
هراس هم، نامی ندارد.…
در باران موسمی
در مسیر رودخانهای بینام
هراس هم، نامی ندارد.…
اسبی بود سرخ، چهارنعل بر رود بیکران.
اسبی بود سرخ،
قرمزِ ِقرمز
«عینهو خون، …
نه کسی دریافت
عطر مگنولیای تیرهی شکمات را
نه کسی خبر شد
از شکنجهی …
برجهای بلند.
رودهای بلند.
پریچهر،
حلقهی عروسی را بگیر
پدربزرگهایت برایت آوردهاند.
هزار دست …
نه دریا پرتقال دارد
نه سویل، عشق.
دخترک سبزه،
چه شعلهی آتشی!
چترت را …